کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی

کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی گهی فریاد خوان گشتی گهم فریاد رس بودی از آن ترسم که صیادی بمکرش صید…

Continue Reading...

کجا خبر بود از حال ما حبیبانرا

کجا خبر بود از حال ما حبیبانرا که از مرض نبود آگهی طبیبانرا گر از بنفشه و سنبل وفا طلب دارند معینست که سوداست عندلیبانرا…

Continue Reading...

کدام دل که ز دوری به جان نمی‌آید

کدام دل که ز دوری به جان نمی‌آید کدام جان که ز غم در فغان نمی‌آید سرشک من بکجا می‌رود که همچون آب دو دیده…

Continue Reading...

کجا بود من مدهوش را حضور نماز

کجا بود من مدهوش را حضور نماز که کنج کعبه ز دیر مغان ندانم باز مرا مخوان به نماز ای امام و وعظ مگوی که…

Continue Reading...

کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست

کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست کدام صید که در آرزوی بند تو نیست نه من به بند کمند تو پای بندم…

Continue Reading...

کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی

کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی زانکه در شهر شدم شهره بدرد آشامی آنچنان خوار و حقیرم که مرا دشمن و دوست چون…

Continue Reading...

کسی را از تو کامی برنیاید

کسی را از تو کامی برنیاید که این از دست عامی برنیاید بنا کام از لبت برداشتم دل که از لعل تو کامی برنیاید برون…

Continue Reading...

کدام یار که ما را پیام یار آرد

کدام یار که ما را پیام یار آرد از آن دیار حدیثی بدین دیار آرد که می‌رود که ز یاران مهربان خبری بدین غریب پریشان…

Continue Reading...

کس حال من سوخته جز شمع نداند

کس حال من سوخته جز شمع نداند کو بر سر من شب همه شب اشک فشاند دلبستگئی هست مرا با وی از آنروی کز سوخته…

Continue Reading...

کس نیست که دست من غمخوار بگیرد

کس نیست که دست من غمخوار بگیرد یا دادم از آن دلبر عیار بگیرد هر لحظه سرشکم بدود گرم و بشوخی جیب من دلخستهٔ بیمار…

Continue Reading...