صبحست ساقیا می چون آفتاب کو
صبحست ساقیا می چون آفتاب کو خاتون آب جامهٔ آتش نقاب کو چون لعل آبدار ز چشمم نمیرود از جام لعل فام عقیق مذاب کو…
صحبت جان جهان جان و جهان میارزد
صحبت جان جهان جان و جهان میارزد لعل جان پرور او جوهر جان میارزد گوشهٔ دیر مغان گیر که در مذهب عشق کنج میخانه طربخانهٔ…
صوفی اگرش بادهٔ صافی نچشانند
صوفی اگرش بادهٔ صافی نچشانند صاحبنظران صوفی صافیش نخوانند بنگر که مقیمان سراپردهٔ وحدت در دیر مغان همسبق مغبچگانند رو گوش کن از زمزمهٔ ناله…
صید شیران میکند آهوی روبه باز او
صید شیران میکند آهوی روبه باز او راه بابل میزند هاروت افسون ساز او هر شبی بنگر که بر مهتاب بازی میکند هندوان زلف عنبر…
طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست
طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست پرتو نور تجلی در دل پر نور ماست ما به حور و روضهٔ رضوان نداریم التفات زانک مجلس…
طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب
طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب زانک نبود سنبل سیراب در بستان غریب ای که گفتی گرد لعلش خط مشگین از چه روست خضر…
طره بفشان و مرا بیش پریشان مگذار
طره بفشان و مرا بیش پریشان مگذار پرده بگشای و مرا بسته هجران مگذار ماه را از شکن سنبل شبگون بنمای لاله را این همه…
طرههای تو کمند افکن طرارانند
طرههای تو کمند افکن طرارانند غمزههای تو طبیب دل بیمارانند از رقیبان تو باید که پریشان نشوند که یقینست که آن جمع پری دارانند زان…
طلع الصبح من وراء حجاب
طلع الصبح من وراء حجاب عجلو بالرحیل یا اصحاب کوس رحلت زدند و منتظران بر سر راه میکنند شتاب وقت کوچست و کرده مهجوران خاک…
طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب
طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب که نیست شرط محبت جدائی از محبوب چو هست در ره مقصود قرب روحانی چه احتیاج بارسال…





