شمسهٔ چین را طلوع ازطرف بغتاقش نگر
شمسهٔ چین را طلوع ازطرف بغتاقش نگر چینیانرا بندهٔ چین بغلتاقش نگر آنکه طاق افتاده است امروز در فرخار و چین بی خطا پیوسته چین…
شمع بنشست ز باد سحری خیز ندیم
شمع بنشست ز باد سحری خیز ندیم که ز فردوس نشان میدهد انفاس نسیم گر نباشد گل رخسار تو در باغ بهشت اهل دلرا نکشد…
شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست
شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست گنج ما گنجیست کو در کنج هر ویرانه نیست هر کرا سودای لیلی نیست مجنون آنکسست ورنه…
شمع ما مامول هر پروانه نیست
شمع ما مامول هر پروانه نیست گنج ما محصول هر ویرانه نیست کی شود در کوی معنی آشنا هر که او از آشنا بیگانه نیست…
شمیم باغ بهشتست با نسیم عراق
شمیم باغ بهشتست با نسیم عراق که گشت زنده ز انفاس او دل مشتاق برون ز خامه که او هم زبان بود ما را که…
شوریدهئیست زلف تو کز بند جسته است
شوریدهئیست زلف تو کز بند جسته است خط تو آن نبات که از قند رسته است آن هندوی سیه که تواش بند کردهئی بسیار قلب…
صبح چون گلشن جمال تو دید
صبح چون گلشن جمال تو دید برعروسان بوستان خندید نام لعلت چو بر زبان راندم از لبم آب زندگانی بچکید صبحدم حرز هفت هیکل چرخ…
صبح کز چشم فلک اشک ثریا میریخت
صبح کز چشم فلک اشک ثریا میریخت مهر دل آب رخم ز آتش سودا میریخت آن سهی سرو خرامان ز سر زلف سیاه دل شوریدهدلان…
صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم از نسیم صبح بوی زلف جانان یافتم چون بمهمانخانهٔ قدسم سماع انس بود آسمان را سبزهای برگوشهٔ خوان…
صبح وصل از افق مهر بر آید روزی
صبح وصل از افق مهر بر آید روزی وین شب تیرهٔ هجران بسر آید روزی دود آهی که بر آید ز دل سوختگان گرد آئینهٔ…





