ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوست
ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوست امام شهر بمحراب میرود سرمست جمال او در جنت بروی من بگشود خیال او گذر صبر بر…
ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی
ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی که با لب تو حکایت کنم ز هر بابی خیال روی تو چون جز بخواب نتوان…
ز شهریار که آید که حال یار بگوید
ز شهریار که آید که حال یار بگوید رسد به بنده و رمزی ز شهریار بگوید بعندلیب نسیمی ز گلستان برساند بمرغ زار حدیثی ز…
ز زلفش نافهٔ تاتار تاریست
ز زلفش نافهٔ تاتار تاریست که هر تار از سر زلفش تتاریست ز شامش صد شکن بر زنگبارست ولی هر چین ز شامش زنگباریست از…
ز لعل عیسویان قصه مسیحا پرس
ز لعل عیسویان قصه مسیحا پرس ز چین زلف بتان معنی چلیپا پرس اگر ملالتت از سرگذشت ما نبود سرشک ما نگر و ماجرای دریا…
ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم
ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم وگر گویم که چون زلفت پریشان نیستم هستم کنون کز پای میافتم ز مدهوشی و…
ز کفر زلفت ایمان میتوان یافت
ز کفر زلفت ایمان میتوان یافت ز لعلت آب حیوان میتوان یافت قدت را رشک طوبی میتوان گفت رخت را باغ رضوان میتوان یافت ز…
زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجرست
زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجرست وانکه اقرارش به بترویان نباشد کافرست چون توانم کز حضورش کام دل حاصل کنم کانزمان از خویش غائب…
زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن
زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن که وصف آتش سوزان به نی مشکل توان کردن در آن حضرت که باد صبح گردش در نمییابد…
زلال مشربم از لفظ آبدار خودست
زلال مشربم از لفظ آبدار خودست نثار گوهرم از کلک در نثار خودست من ار چه بندهٔ شاهم امیر خویشتنم که هر که فرض کنی…





