دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست
دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست مانند دستهٔ گل و گلدستهئی بدست خطش نبات و پستهٔ شکرشکن شکر سروش بلند و سنبل پرتاب و…
دیشب درآمد آن بت مه روی شب نقاب
دیشب درآمد آن بت مه روی شب نقاب بر مه کشید چنبر و درشب فکند تاب رخسارش آتش و دل بیچارگان سپند لعل لبش می…
دیشب دلم ز ملک دو عالم خبر نداشت
دیشب دلم ز ملک دو عالم خبر نداشت جانم ز غم برآمد و از غم خبر نداشت آنرا که بود عالم معنی مسخرش دیدم به…
دیشب همه منزل من کوی مغان بود
دیشب همه منزل من کوی مغان بود وز نالهٔ من مرغ صراحی بفغان بود همچون قدحم تا سحر از آتش سودا خون جگر از دیدهٔ…
دیگرانرا عیش و شادی گر چه در صحرا بود
دیگرانرا عیش و شادی گر چه در صحرا بود عیش ما هر جا که یار آنجا بود آنجا بود هر دلی کز مهر آن مه…
راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود
راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود در میان باغ کاران یا کنار زنده رود باده در ساغر فکن ساقی که من رفتم بباد…
رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را
رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را ور سلیمان ملک خواهد ننگرد بلقیس را زندهٔ جاوید گردد کشته شمشیر عشق زانکه از کشتن…
رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را
رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را مهرماش چندان نیست ماه نیمروزی را روی پر نگارش بین چشم پرخمارش بین لعل آبدارش بین ماه نیمروزی…
راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی
راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی قلزم پر شور شوقت را نبینم ساحلی نیست در دهر این زمان بی گفت و گویت مجمعی نیست…
رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل
رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل چون تواند که کشد بار غمش چندین دل زین صفت بر من اگر جور کند مسکین من…





