حسن تو نهایت جمالست
حسن تو نهایت جمالست لطف تو بغایت کمالست با زلف تو هر که را سری هست سر در قدم تو پایمالست بی روی تو زندگی…
حکایت رخت از آفتاب میشنوم
حکایت رخت از آفتاب میشنوم حدیث لعل لبت از شراب میشنوم ز آب چشمه هر آن ماجرا که میرانم ز چشم خویش یکایک جواب میشنوم…
حیات بخش بود باده خاصه وقت صبوح
حیات بخش بود باده خاصه وقت صبوح که راح را بود آندم خواص جوهر روح فکنده مرغ صراحی خروش در مجلس چو بلبلان سحر در…
حن فی روض الهوی قلبی کماناح الحمام
حن فی روض الهوی قلبی کماناح الحمام قم بتغرید الحمایم و اسقنی کاس المدام خون دل تا چند نوشم بادهٔ نوشین بیار تا بشویم جامهٔ…
خادمهٔ عود سوز مطربهٔ عود ساز
خادمهٔ عود سوز مطربهٔ عود ساز شمع نه و عود سوز چنگ زن و عود ساز صبح برآمد ببام مرغ درآمد بزیر صبح تبسم نمای…
خدا را از سر زاری بگوئید
خدا را از سر زاری بگوئید که آخر ترک بیزاری بگوئید چو زور و زر ندارم حال زارم به مسکین حالی و زاری بگوئید غریبی…
خدنگ غمزهٔ جادو چو در کمان آرد
خدنگ غمزهٔ جادو چو در کمان آرد هزار عاشق دلخسته را بجان آرد در آن دقیقهٔ باریک عقل خیره شود دلم حدیث میانش چو در…
خرامنده سروی به رخ گلستانی
خرامنده سروی به رخ گلستانی فروزنده ماهی به لب دلستانی بهشتی به رخسار و در حسن حوری جهانی به خوبی و در لطف جانی نه…
خرقه رهن خانهٔ خمار دارد پیر ما
خرقه رهن خانهٔ خمار دارد پیر ما ای همه رندان مرید پیر ساغر گیر ما گر شدیم از باده بدنام جهان تدبیر چیست همچنین رفتست…
خرم آنروز که از خطهٔ کرمان بروم
خرم آنروز که از خطهٔ کرمان بروم دل و جان داده ز دست از پی جانان بروم با چنین درد ندانم که چه درمان سازم…





