چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی
چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی چون ندیدی کان گوهر گوهر کانرا چه دانی هر که او گوهر شناسد قیمت جوهر شناسد گوهر…
چون نیست ما را با او وصالی
چون نیست ما را با او وصالی کاجی بکویش بودی مجالی زین به چه باید ما را که آید از خاک کویش باد شمالی همچون…
حبذا پای گل و صبحدم و فصل بهار
حبذا پای گل و صبحدم و فصل بهار باده در دست و هوا در سر و لب بر لب یار بی رخ یار هوای گل…
حدیث آرزومندی جوابی هم نمیارزد
حدیث آرزومندی جوابی هم نمیارزد خمار آلودهئی آخر شرابی هم نمیارزد خرابی همچو من کو مست در ویرانها گردد اگر گنجی نمیارزد خرابی هم نمیارزد…
حدیث شمع از پروانه پرسید
حدیث شمع از پروانه پرسید نشان گنج از ویرانه پرسید فروغ طلعت از آئینه جوئید پریشانی زلف از شانه پرسید اگر آگه نئید از صورت…
حدیث جان بجز جانان نداند
حدیث جان بجز جانان نداند که جز جانان کسی در جان نداند مرا با درد خود بگذار و بگذر که کس درد مرا درمان نداند…
حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می
حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می من از بادام ساقی مست و مستان مست خواب از می چنان کز ابر نیسانی نشیند…
حذر کن ز یاری که یاریش نیست
حذر کن ز یاری که یاریش نیست بشودست از آنکو نگاریش نیست چه ذوقش بود بلبل ار در چمن گلی دارد و گلعذاریش نیست خرد…
حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند
حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند بنای شوق ز ما استوار خواهد ماند کنون که کشتی ما در میان موج افتاد سرشک دیده ز…
حسد از هیچ ندارم مگر از پیرهنش
حسد از هیچ ندارم مگر از پیرهنش که جز او کیست که برخورد ز سیمین بدنش می لعل ار چه لطیفست در آن جام عقیق…





