ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می‌رود

ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می‌رود دلربا می‌آیدم در چشم و دلبر می‌رود بامدادان کان مه از خرگاه می‌آید برون ز آتش رخسارش آب…

Continue Reading...

ترک خنجرکش لشکرشکن ترلک پوش

ترک خنجرکش لشکرشکن ترلک پوش بت خورشید بناگوش و مه دردی نوش غمزه‌اش قرچی و یاقوت خموشش جاندار ابرویش حاجب و هندوی سیاهش چاوش عنبرش…

Continue Reading...

ترک عالم گیر و عالم را مسخر کرده گیر

ترک عالم گیر و عالم را مسخر کرده گیر و ابلق ایام را در زیر زین آورده گیر چون ازین منزل همی باید گذشتن عاقبت…

Continue Reading...

ترک صورت کن اگر عالم معنی طلبی

ترک صورت کن اگر عالم معنی طلبی کوس عزلت زن اگر ملکت کسری طلبی سر خود پیش نه ار پای درین راه نهی غرق این…

Continue Reading...

ترک من ترک من بی سر و پا کرد و برفت

ترک من ترک من بی سر و پا کرد و برفت جگرم را هدف تیر بلا کرد و برفت چون سر زلف پریشان من سودائی…

Continue Reading...

ترک من ترک من گرفت و خطا کرد

ترک من ترک من گرفت و خطا کرد جامهٔ صبر من برفت و قبا کرد همچو زلف سیاه سرکش هندو بر سر آتشم فکند و…

Continue Reading...

ترک من خاقان نگر در حلقه عشاق او

ترک من خاقان نگر در حلقه عشاق او ماه من خورشید بین در سایهٔ بغطاق او خان اردوی فلک را کافتابش می‌نهند بوسه گاهی نیست…

Continue Reading...

ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود

ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود کابرویش چاچی کمان و نوک مژگان تیر بود گه ز چین زلف او صد شور در چین…

Continue Reading...

ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشه

ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشه زلف کج طبعش کشد هر ساعتم در خرخشه می‌کشد هر لحظه ابرویش کمان برآفتاب کی…

Continue Reading...

ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند

ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند ای بسا فتنه که هر دم بجهان در فکند کمر ار نکته‌ئی از وصف میانش گویم خویشتن…

Continue Reading...