برگ نسرین ترا بی خار می‌یابم هنوز

برگ نسرین ترا بی خار می‌یابم هنوز باغ رخسارت پر از گلنار می‌یابم هنوز دوش می‌گفتی که چشم ناتوانم خوشترست خوشترست اما منش بیمار می‌یابم…

Continue Reading...

برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر

برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر و آرام دل ز جان طلب و ترک جان بگیر چون ما بترک گلشن و بستان گرفته‌ایم…

Continue Reading...

برو ای باد بدانسوی که من دانم و تو

برو ای باد بدانسوی که من دانم و تو خیمه زن بر سر آن کوی که من دانم و تو به سراپردهٔ آن ماهت اگر…

Continue Reading...

برو ای باد بهاری بدیاری که تو دانی

برو ای باد بهاری بدیاری که تو دانی خبری بر ز من خسته بیاری که تو دانی چون گذارت بسر کوی دلارام من افتد خویش…

Continue Reading...

برو ای خواجه و شه را بگدا باز گذار

برو ای خواجه و شه را بگدا باز گذار مهربانی کن و مه را بسها باز گذار تو که یک ذره نداری خبر از آتش…

Continue Reading...

برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچ

برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچ بجز صراحی و مطرب مخوا همدم هیچ بیا و بادهٔ نوشین روان بنوش که هست بجنب جام…

Continue Reading...

بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم

بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم چو جان فدای تو کردم چه غم ز خنجر و تیرم اسیر قید محبت سر از کمند…

Continue Reading...

بساز چارهٔ این دردمند بیچاره

بساز چارهٔ این دردمند بیچاره که دارد از غم هجرت دلی بصد پاره چگونه تاب تجلی عشقت آرد دل چو تاب مهر تحمل نمی‌کند خاره…

Continue Reading...

بسالی کی چنان ماهی برآید

بسالی کی چنان ماهی برآید وگر آید ز خرگاهی برآید چو رخسارش ز چین جعد شبگون کجا از تیره شب ماهی برآید اگر آئینه چینست…

Continue Reading...

بستیم دل در آن سر زلف دراز باز

بستیم دل در آن سر زلف دراز باز گشتیم صید آن صنم دلنواز باز مرغی که بود بلبل بستانسرای شوق همچون تذرو گشت گرفتار باز…

Continue Reading...