باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم
باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم باز چون مرغان شبگیری خوش الحان آمدیم گر بدامن دوستان گل میبرند از بوستان ما بکام دوستان با…
باز برافراختیم رایت سلطان عشق
باز برافراختیم رایت سلطان عشق بار دگر تاختیم بر سر میدان عشق ملک جهان کردهایم وقف سر کوی یار گوی دل افکندهایم در خم چوگان…
باز عزم شراب خواهم کرد
باز عزم شراب خواهم کرد ساز چنگ و رباب خواهم کرد آتش دل چو آب کارم برد چارهٔ کار آب خواهم کرد جامه در پیش…
باز هر چند که در دست شهان دارد جای
باز هر چند که در دست شهان دارد جای نیست در سایهاش آن یمن که در پر همای هر که زین گنبد گردنده کناری نگرفت…
باز هشیار برون رفته و مست آمدهایم
باز هشیار برون رفته و مست آمدهایم وز می لعل لبت باده پرست آمدهایم تا ابد باز نیائیم بهوش از پی آنک مست جام لبت…
باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود
باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود بشکر خنده عقیقت شکر ناب شود باش تا شمع جمال تو بهنگام صبوح مجلس افروز سراپردهٔ اصحاب شود…
ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
ببوستان می گل بوی لاله گون مستان مگر ز دست سمن عارضان پردستان جهان ز عمر تو چون داد خویش می گیرد تو نیز کام…
باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست
باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست خلوت ومهتاب باخوبان مه پیکر خوشست غنچه چون زر دارد ار خوش دل بود عیبش مکن راستی…
بتی که طره او مجمع پریشانیست
بتی که طره او مجمع پریشانیست لب شکر شکنش گوهر بدخشانیست به عکس روی چو مه قبله مسیحائیست به کفر زلف سیه فتنهٔ مسلمانیست مرا…
باغبان گو برو باد مپیما کز گل
باغبان گو برو باد مپیما کز گل بدم سرد سحر باز نیاید بلبل جبدا بادهٔ گلرنگ به هنگام صبوح از کف سرو قدی گلرخ مشکین…





