ای لبت خنده بر شراب زده
ای لبت خنده بر شراب زده چشم من بر رهت گلاب زده شب مه پوش و ماه شب پوشت طعنه بر ابر و آفتاب زده…
ای لبت بادهفروش و دل من بادهپرست
ای لبت بادهفروش و دل من بادهپرست جانم از جام می عشق تو دیوانه و مست تنم از مهر رخت موئی و از موئی کم…
ای ماه قیچاقی شبست از سر بنه بغطاق را
ای ماه قیچاقی شبست از سر بنه بغطاق را بگشای بند یلمه و در بند کن قبچاق را در جان خانان ختا کافر نمیکرد این…
ای لبت میگون و جانم می پرست
ای لبت میگون و جانم می پرست ما خراب افتاده و چشم تو مست همچو نقشت خامهٔ نقاش صنع صورتی صورت نمیبندد که بست دین…
ای ملک دلم خراب کرده
ای ملک دلم خراب کرده در کشتن من شتاب کرده پیش لب لعلت آب حیوان خود را ز خجالت آب کرده رخسارهٔ لاله و سمن…
ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی رهروان راه عشقت هر دمی در عالمی با کمال قدرتت بر عرصهٔ ملک قدم هر تف آتش…
ای مرغ خوشنوا چه فرو بستهئی نفس
ای مرغ خوشنوا چه فرو بستهئی نفس برکش ز طرف پردهسرا نالهٔ جرس چون نغمه ساز گلشن روحانیان توئی خاموش تا به چند نشینی درین…
ای ماه تو مهر انور دل
ای ماه تو مهر انور دل وی مهر تو شمع خاور دل یاقوت تو روح پرور جان ریحان تو سایه گستر دل لعل لب و…
ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری بر مشتریت پردهٔ دیبای ششتری لعلت نگین خاتم خوبی وصف زده بر گرد روی خوب تو هم دیو…
ای من ز دو چشم نیم مستت مست
ای من ز دو چشم نیم مستت مست وز دست تو رفته عقل و دین از دست بنشین که نسیم صبحدم برخاست برخیز که نوبت…





