ای دو چشم خوش پر خواب تو درخوابی خوش
ای دو چشم خوش پر خواب تو درخوابی خوش وی دو زلف کژ پر تاب تو درتابی خوش خفته چون چشم تو در هرطرفی بیماری…
ای دلم را شکر جانپرورت چون جان عزیز
ای دلم را شکر جانپرورت چون جان عزیز خاک پایت همچو آب چشمهٔ حیوان عزیز عیب نبود گر ترنج از دست نشناسم که نیست در…
ای دلم جان و جهان در راه جانان باخته
ای دلم جان و جهان در راه جانان باخته نرد درد عشق برامید درمان باخته دین و دنیا داده در عشق پریرویان بباد وز سر…
ای رخ تو قبلهٔ خورشید پرستان
ای رخ تو قبلهٔ خورشید پرستان پرتو روی چو مهت شمع شبستان تشنه به خون من بیچارهٔ مسکین سنبل سیراب تو برطرف گلستان با گل…
ای رخت شمع بت پرستان شمع بیرون بر از شبستان
ای رخت شمع بت پرستان شمع بیرون بر از شبستان بر لب جوی و طرف بستان داد مستان ز باده بستان وی برخ رشگ ماه…
ای روان از شکر تنگ تو شکر تنگ تنگ
ای روان از شکر تنگ تو شکر تنگ تنگ گل برآورده ز شرم آن رخ گلرنگ رنگ هست در زنجیر زلف دلربایت دل فراخ لیک…
ای رفته پیش چشمهٔ نوش تو آب می
ای رفته پیش چشمهٔ نوش تو آب می چشم تو مست خواب و تو مست و خراب می فرخنده روز آنکه بروی تو هر دمش…
ای روانم بلب لعل تو آورده پناه
ای روانم بلب لعل تو آورده پناه دلم از مهر توآتش زده در خرمن ماه از سر کوی تو هر گه که کنم عزم رحیل…
ای روضهٔ رضوان ز سر کوی تو بابی
ای روضهٔ رضوان ز سر کوی تو بابی وی چشمهٔ کوثر ز لب لعل تو آبی شبهاست که از حسرت روی تو نیاید در دیدهٔ…
ای روی تو چشمهٔ خور چشم
ای روی تو چشمهٔ خور چشم ابروی تو طاق اخضر چشم بالای بلند و چشم مستت شمشاد روان و عبهر چشم لعل تو شراب مجلس…





