ای چراغ دیدهٔ جان روی تو
ای چراغ دیدهٔ جان روی تو حلقهٔ سودای دل گیسوی تو صد شکن بر زنگبار انداخته سنبل زنگی وش هندوی تو مهره با هاروت بابل…
ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب
ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب وی زلف تابدار تو بر مه فکنده تاب بر مه فکنده برقع شبرنگ روز پوش مه را…
ای چشم تو چشمبند مستان
ای چشم تو چشمبند مستان روی تو چراغ بت پرستان بادام تو نقل میگساران عناب تو کام تنگدستان مرجان تو پرده دار لؤلؤ ریحان تو…
ای حبش بر چین و چین در زنگبار انداخته
ای حبش بر چین و چین در زنگبار انداخته بختیارانرا کمندت باختیار انداخته دسته دسته سنبل گلبوی نسرین پوش را دسته بسته بر کنار لاله…
ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته
ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته و افکنده شاخ ریحان بر لاله دسته دسته ریحان مشک بیزت آب بنفشه برده یاقوت قند ریزت…
ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان
ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان وی زلف پر شکستت زنجیر پای بندان مهپوش شب نمایت شام سحرنشینان یاقوت جان فزایت کام نیازمندان رویت…
ای حلقه زده افعی مشکین تو بر دوش
ای حلقه زده افعی مشکین تو بر دوش وی خنده زده شکر شیرین تو بر نوش از کوه نتابد چو تو خورشید کمربند وز باغ…
ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب قند مصر از شور یاقوت تو چون شکر در آب عنبرین خطت که چون مشک سیه…
ای خوشا وصل یار و فصل بهار
ای خوشا وصل یار و فصل بهار نغمهٔ بلبل و گل و گلزار شب و شمع و شراب و نالهٔ چنگ لب ساقی و جام…
ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن
ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن جان من دلخسته بجانانه رها کن دلدار مرا با من دلسوخته بگذار بگذر ز سر شمع…





