آه کز آهم مه و پروین بسوخت
آه کز آهم مه و پروین بسوخت اختر بخت من مسکین بسوخت آتش مهرم چو در دل شعله زد برفلک بهرام را زوبین بسوخت سوختم…
اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند
اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند از ره میکده بر بام سماوات آیند تا ببینند مگر نور تجلی جمال همچو موسی ارنی گوی به…
اهل دل پیش تو مردن ز خدا میخواهند
اهل دل پیش تو مردن ز خدا میخواهند کشتهٔ تیغ تو گشتن بدعا میخواهند مرض شوق تو بر بوی شفا میطلبند درد عشق تو بامید…
اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست
اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست طوطی خوش نغمه را از شکرستان چاره نیست گر دلم نشکیبد از دیدار مه رویان رواست…
اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم
اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم تحفهٔ جان جهان جان و جهان آوردیم چون نمیشد ز در کعبه گشادی ما را رخت خلوت…
آورده ایم روی بسوی دیار خویش
آورده ایم روی بسوی دیار خویش باشد که بنگریم دگر روی یار خویش صوفی و زهد و مسجد و سجاده و نماز ما و می…
ای از حیای لعل لبت آب گشته می
ای از حیای لعل لبت آب گشته می خورشید پیش آتش روی تو کرده خوی در مصر تا حکایت لعل تو گفتهاند در آتشست شکر…
ای از گل رخسار تو خون در دل لاله
ای از گل رخسار تو خون در دل لاله بر لاله ز مشک سیه افکنده گلاله بازآی که چشم و رخت ایماه غزل گوی این…
ای از شب قمرسا بر مه نقاب بسته
ای از شب قمرسا بر مه نقاب بسته پیوسته طاق خضرا برآفتاب بسته از قیر طیلسانی بر مشتری کشیده بر مهر سایبانی از مشک ناب…
ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی
ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی وی تیر چشم مستت در عین دیده دوزی در چنگ آرزویت سوزم چو عود و سازم چون چنگم ار…





