آن نقش بین که فتنه کند نقش‌بند را

آن نقش بین که فتنه کند نقش‌بند را و آن لعل لب که نرخ شکستت قند را پندم مده که تا بشنیدم حدیث دوست در…

Continue Reading...

آن نه رویست مگر فتنهٔ دور قمرست

آن نه رویست مگر فتنهٔ دور قمرست وان نه زلفست و بنا گوش که شام و سحرست ز آرزوی کمرت کوه گرفتم هیهات کوه را…

Continue Reading...

آنزمان مهر تو می‌جست که پیمان می‌بست

آنزمان مهر تو می‌جست که پیمان می‌بست جان من با گره زلف تو در عهد الست نو عروسان چمن را که جهان آرایند با گل…

Continue Reading...

آندم که نه شمع و نه لگن بود

آندم که نه شمع و نه لگن بود شمع دل من زبانه زن بود واندم که نه جان و نه بدن بود دل فتنه یار…

Continue Reading...

آنکه بر هر طرفی منتظرانند او را

آنکه بر هر طرفی منتظرانند او را ننگرد هیچ که خلقی نگرانند او را سرو را بر سر سرچشمه اگر جای بود جای آن هست…

Continue Reading...

آنکه لعلش عین آب زندگانی یافتیم

آنکه لعلش عین آب زندگانی یافتیم در رهش مردن حیات جاودانی یافتیم راستی را پیش آن قد سهی سرو روان نارون را در مقام ناروانی…

Continue Reading...

آنکه جز نام نیابند نشان از دهنش

آنکه جز نام نیابند نشان از دهنش بر زبان کی گذرد نام یکی همچو منش راستی را که شنیدست بدینسان سروی که دمد سنبل سیراب…

Continue Reading...

آنکه هرگز نظری با من شیدا نکند

آنکه هرگز نظری با من شیدا نکند نتواند که مرا بی سر و بی پا نکند دوش می‌گفت که من با تو وفا خواهم کرد…

Continue Reading...

آنکو به شکر ریزی شور از شکر انگیزد

آنکو به شکر ریزی شور از شکر انگیزد هر دم لب شیرینش شوری دگر انگیزد گر زانکه ترش گردد ور تلخ دهد پاسخ از غایت…

Continue Reading...

آه از آن یار که نبود خبر از یارانش

آه از آن یار که نبود خبر از یارانش داد از آنکس که نباشد غم غمخوارانش یاری آن نیست که آگاه نباشد از یار یار…

Continue Reading...