آن حور ماه چهره که رضوان غلام اوست
آن حور ماه چهره که رضوان غلام اوست جنت فراز سرو قیامت قیام اوست گر زانکه مشک ناب ز چین میشود پدید صد چین در…
آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود
آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود بجز از ورزش عشق تو مرا کار نبود کوس بدنامی ما بر سر بازار زدند گر چه بی…
آن شکر لب که نباتش ز شکر میروید
آن شکر لب که نباتش ز شکر میروید از سمن برگ رخش سنبل تر میروید میرود آب گل از نسترنش میریزد و ارغوان و گلش…
آن عید نیکوان بدر آمد بعیدگاه
آن عید نیکوان بدر آمد بعیدگاه تابنده رخ چو روز سپید از شب سیاه مانند باد میشد و میکرد دمبدم در آب رود مردمک چشم…
آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد
آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد وان لحظه که بنشیند بس شور بپا خیزد از خاک سر کویش خالی نشود جانم گر خون من…
آن لب شیرین همچون جان شیرین
آن لب شیرین همچون جان شیرین وان شکنج زلف همچون نافهٔ چین جان شیرینست یا مرجان شیرین نافهٔ مشکست یا زلفین مشکین عاقلان مجنون آنزلف…
آن ماه پری رخ را در خانه نمیبینم
آن ماه پری رخ را در خانه نمیبینم وین طرفه که بی رویش کاشانه نمیبینم بینم دو جهان یکموی از حلقهٔ گیسویش وز گیسوی او…
آن ماه بین که فتنه شود مهر انورش
آن ماه بین که فتنه شود مهر انورش آن نقش بین که سجده کند نقش آذرش بدری که در شکن شود از باد کاکلش سروی…
آن ماه مهر پیکر نامهربان ما
آن ماه مهر پیکر نامهربان ما گفت ای بنطق طوطی شکرستان ما وقت سحر شدی بتماشای گل بباغ شرمت نیامد از رخ چون گلستان ما…
آن نگینی که منش میطلبم با جم نیست
آن نگینی که منش میطلبم با جم نیست وان مسیحی که منش دیدهام از مریم نیست آنکه از خاک رهش آدم خاکی گردیست ظاهرآنست که…





