از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم بنشین نفسی تا نفسی با تو برآریم چون دل بسر زلف سیاه تو سپردیم باز آی…
از صومعه پیری بخرابات درآمد
از صومعه پیری بخرابات درآمد با باده پرستان بمناجات درآمد تجدید وضو کرد بجام می و سرمست در دیر مغان رفت و بطاعات درآمد هر…
از لب شیرین چون شکر نبات آوردهئی
از لب شیرین چون شکر نبات آوردهئی وز حبش بر خسرو خاور برات آوردهئی بت پرستانرا محقق شد که این خط غبار از پی نسخ…
از لعل آبدار تو نعلم برآتشست
از لعل آبدار تو نعلم برآتشست زان رو دلم چو زلف سیاهت مشوشست دیشب بخواب زلف خوشت را کشیدهام زانم هنوز رشتهٔ جان در کشاکشست…
از مشک سوده دام بر آتش نهادهئی
از مشک سوده دام بر آتش نهادهئی یا جعد مشک فام بر آتش نهادهئی زلفت بر آب شست فکندست یا ز زلف بر طرف دانه…
اسیر قید محبت ز جان نیندیشد
اسیر قید محبت ز جان نیندیشد قتیل ضربت عشق از سنان نیندیشد غریق بحر مودت ز سیل نگریزد حریق آتش مهر از دخان نیندیشد شکار…
آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر و آنکه قربان رهت گشت ز کیشش چه خبر هدف ناوک چشم تو ز تیغش چه زیان…
اشکست که میگردد در کوی تو همرازم
اشکست که میگردد در کوی تو همرازم و آهست که میآید در عشق تو دمسازم سر حلقهٔ رندان کرد آن طره طرارم دردیکش مستان کرد…
اشارت کرده بودی تا بیایم
اشارت کرده بودی تا بیایم بگو چون بی سر و بی پا بیایم من شوریده دل را از ضعیفی ندانی باز اگر فردا بیایم گرم…
آفتابست یا ستارهٔ بام
آفتابست یا ستارهٔ بام که پدید آمد از کنارهٔ بام ماه در عقرب و قصب برماه شام بر نیمروز و چین در شام نام خالش…





