آب رخ ما بری و باد شماری

آب رخ ما بری و باد شماری خون دل ما خوری و باک نداری دست نگارین بروی ما چه فشانی ساعد سیمین بخون ما چه…

Continue Reading...

ابروی تو طاقست که پیوسته هلالست

ابروی تو طاقست که پیوسته هلالست ز آنرو که هلال ار نشود بدر محالست بر روی تو خال حبشی هر که ببیند گوید که مگر…

Continue Reading...

آتش اندر آب هرگز دیده‌ئی

آتش اندر آب هرگز دیده‌ئی عنبر اندر تاب هرگز دیده‌ئی چون دهان بر لعل شورانگیز او پسته و عناب هرگز دیده‌ئی شد نقاب عارضش زلف…

Continue Reading...

آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید

آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید همچو شمعم در میان انجمن یاد آورید صبحدم در پای گل چون با حریفان می‌خورید بلبلان را…

Continue Reading...

آخر ای یار فراموش مکن یارانرا

آخر ای یار فراموش مکن یارانرا دل سرگشته بدست آر جگر خوارانرا عام را گر ندهی بار بخلوتگه خاص ز آستان از چه کنی دور…

Continue Reading...

از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد

از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد صد عاشق دلسوخته در بحر غم افتد مشتاق حرم گر بزند آه جگر سوز آتش بمغیلان…

Continue Reading...

اروض الخلدام مغنی الغوانی

اروض الخلدام مغنی الغوانی اضؤ الخد ام برق یمانی رخست از آفتاب عالم افروز درفشان در نقاب آسمانی خدود الغید تحت الصدغ ضاهت حدایق طرزت…

Continue Reading...

از برای دلم ای مطربهٔ پرده‌سرای

از برای دلم ای مطربهٔ پرده‌سرای چنگ بر ساز کن و خوش بزن و خش بسرای از حریفان صبوحی بجز از مردم چشم کس نگیرد…

Continue Reading...

از سر جان درگذر گر وصل جانان بایدت

از سر جان درگذر گر وصل جانان بایدت بر در دل خیمه زن گر عالم جان بایدت داروی درد محبت ترک درمان کردنست دردی دردی…

Continue Reading...

از روضهٔ نعیم جمالش روایتیست

از روضهٔ نعیم جمالش روایتیست و آشوب چین زلف تو در هر ولایتیست گویند بر رخ تو جنایت بود نظر لیکن نظر بغیر تو کردن…

Continue Reading...