همه عالم پر از کرد چه سازم

همه عالم پر از کرد چه سازم چو مو دلها پر از درد چه سازم بکشتم سنبلی دامان الوند همواز طالعم زرد چه سازم

Continue Reading...

یقینم حاصله که هرزه گردی

یقینم حاصله که هرزه گردی ازین گردش که داری برنگردی بروی مو ببستی هر رهی را بدین عادت که داری کی ته مردی

Continue Reading...

وای آن روجی که در قبرم نهند تنگ

وای آن روجی که در قبرم نهند تنگ ببالینم نهند خشت و گل و سنگ نه پای آنکه بگریزم ز ماران نه دست آنکه با…

Continue Reading...

یکی برزیگرک نالان درین دشت

یکی برزیگرک نالان درین دشت بخون دیدگان آلاله می‌کشت همی کشت و همی گفت ای دریغا بباید کشت و هشت و رفت ازین دشت

Continue Reading...

وای آن روزی که قاضی مان خدا بی

وای آن روزی که قاضی مان خدا بی به میزان و صراطم ماجرا بی بنوبت میروند پیر و جوانان وای آنساعت که نوبت زان ما…

Continue Reading...

یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان…

Continue Reading...

وای ازین دل که نی هرگز بکامم

وای ازین دل که نی هرگز بکامم وای ازین دل که آزارد مدامم وای ازین دل که چون مرغان وحشی نچیده دانه اندازد بدامم

Continue Reading...

آب آتش میبرد خورشید شب‌پوش شما

آب آتش میبرد خورشید شب‌پوش شما میرود آب حیات از چشمهٔ نوش شما شام را تا سایبان روز روشن دیده‌ام تیره شد شام من از…

Continue Reading...

آب آتش می‌رود زان لعل آتش فام او

آب آتش می‌رود زان لعل آتش فام او می‌برد آرامم از دل زلف بی آرام او خط بخونم باز می‌گیرند و خونم می‌خورند جادوان نرگس…

Continue Reading...

ابر نیسان باغ را در لؤلؤی لالا گرفت

ابر نیسان باغ را در لؤلؤی لالا گرفت باد بستان دشت را در عنبر سارا گرفت چون گل صد برگ بزم خسروانی ساز کرد بلبل…

Continue Reading...