زمین تا روی شاخ گـاو ماهیست
زمین تا روی شاخ گـاو ماهیست تمـامِ سـرنـوشـت مـا تباهیست سیه انـدیشـهگان را نـور ننگ است به چشم شبپرک ‘سولر’ سیاهیست نه زیبد جز به…
خوش بیا ! ای با بهار آمیخته
خوش بیا ! ای با بهار آمیخته پای تا سر افتخار آ میخته باغ را بویت بشارت می دهد با بیان برگ و بار آ…
در کـوچه باغ سبز دلم تا چکر زدی
در کـوچه باغ سبز دلم تا چکر زدی هرجا درخت تازه که دیدی تبر زدی تا یک گلی به محوطهی باغ سر کشید تیغ از…
خـورشید پشتِ پنجره لبخند میزنـد
خـورشید پشتِ پنجره لبخند میزنـد فیـضِ سپیده در دلِ خـرسند میزند دریا خروش میکند از مستی و نشاط مــرداب را ز کاهلی اش گَند میزنـد…
تشنهی کُنجِ لبانـت لبِ کوثر نرود
تشنهی کُنجِ لبانـت لبِ کوثر نرود کافر عشق به کفاره و کیفر نرود چشمِ مست تو عقابیست که هنگام شکار دل ز چنـگش به سـلامت…
چـه ستمها کـه به مـا دشمنِ مـکار نکرد
چـه ستمها کـه به مـا دشمنِ مـکار نکرد شکوه از خویش که بیگانه چنین کار نکرد ننگ بر غیرت آن از خودِ بیگانه پرست که…
پس از عبورِ ملخ ها درخت عریان شد
پس از عبورِ ملخ ها درخت عریان شد شگوفه وقت شگفتن زبخت عریان شد به تیر و آتشِ سوداگران آزادی شکست بالِ پرستو و سخت…
پرندهها یکی یکی همه شکار میشوند
پرندهها یکی یکی همه شکار میشوند درندههای حیلهگر شقی و هار میشوند چه نو رسانِ با هنر کأزین دیار میروند و ناکسانِ بی هنر ازین…
تا هــوای شهر زهـر آلود شد
تا هــوای شهر زهـر آلود شد آدمی را صد مرض مشهود شد سینهی صـافِ طبیعت شد سیـاه بسکه شهر و قریهها پُردود شد خُـرخـُری مـاشین…
بـوی بهـشتِ آرزو زلـف صبـــا وزیدهاش
بـوی بهـشتِ آرزو زلـف صبـــا وزیدهاش شبنم روی برگ گل اشک به رخ خزیدهاش وقتیکه دور چهرهاش پندک خنده وا شود گونه به گونه گُل…





