غزل جدیدم را می‌گذارم، امید که خوشتان بیاید.

غزل جدیدم را می‌گذارم، امید که خوشتان بیاید. بـوی بهـشتِ آرزو زلـف صبـــا وزیده‌اش شبنم روی برگ گل اشک به رخ خزیده‌اش وقتی‌که دور چهره‌اش…

Continue Reading...

شعورت داد عصیانش تو کردی

شعورت داد عصیانش تو کردی خطا دربینِ رضـوانش تو کردی خدا ابلیس را از درگه‌اش راند ولیکن سر به فرمانش تو کردی زمینِ آدمیت را…

Continue Reading...

سوگوانه‌ی برگ

سوگوانه‌ی برگ درخت منتظر اولین جوانه‌ی برگ پرنده در صدد بهترین ترانه‌ی برگ صدای غرش رگبار فصل فروردین وقطره‌قطره‌ی باران بروی شانه‌ی برگ سحر تمام…

Continue Reading...

سخن مستی کُند در خاطرم چون مَی کُند بازی

سخن مستی کُند در خاطرم چون مَی کُند بازی لبم با واژه‌ های ناب پی‌ در پی کُند بازی به هر بیتی که از اندیشه‌ی…

Continue Reading...

شدت‌گرفت سردی و سد گشت کار را

شدت‌گرفت سردی و سد گشت کار را بربَست زمهریر ســـری جـــویـبار را باریدن پیاپی و ســــرمــای بی امان مسدود ساخت جاده‌ی گشت و گذار را…

Continue Reading...

زنده بادا جنگ!

زنده بادا جنگ! خوش بیا ! ای با بهار آمیخته پای تا سر افتخار آ میخته باغ را بویت بشارت می دهد با بیان برگ…

Continue Reading...

سال ها من سخن سبز و بهاری گفتم

سال ها من سخن سبز و بهاری گفتم از قفس قصه به قمری و قناری گفتم باغ را از تبر و تیشه حمایت کردم به…

Continue Reading...

زن ســزاوارِ ســر بُریدن نیست

زن ســزاوارِ ســر بُریدن نیست مــردِ نـامـــرد لایـقِ زن نیست ایـن گُــلِ نـوبـرِ هـزار بهـشت بـابِ پـرپـر شدن و چیدن نیست آن سهی سروِ سرکشیده…

Continue Reading...

درخت منتظر اولین جوانه‌ی برگ

درخت منتظر اولین جوانه‌ی برگ پرنده در صدد بهترین ترانه‌ی برگ صدای غرش رگبار فصل فروردین وقطره‌قطره‌ی باران بروی شانه‌ی برگ سحر تمام درختان باغ…

Continue Reading...

زبان فارسی بیشک شرین است

زبان فارسی بیشک شرین است شکرشوراست پیش اش.انگبین است دری،هرواکه واکه کوهِ نوراست به قلبم حک و در خونم عجین است بیا بشنو حدیث شاه…

Continue Reading...