ای زلیخا کور شو یوسف به زندان میرود
ای زلیخا کور شو یوسف به زندان میرود لعلِ سرخ و سبزه از کوهِ بدخشان میرود آفت از خاک و بلا از آسمان سر میکشد…
آهو وشِ ، مه رخِ، بلبل زبان
آهو وشِ ، مه رخِ، بلبل زبان باد بهاری که وزیدن گرفت غنچه بهر شاخ دمیدن گرفت آهو وشِ ، مه رخِ، بلبل زبان از…
انسان شوی بس است کمالِ دگر مکن
انسان شوی بس است کمالِ دگر مکن با نآدمان زندگی ات تلخ تر مکن همرای همدم ِ کهن ات ساز روزگار فکر و خیال ِ…
انتظار هستم
انتظار هستم ندانم شوخِ من بازار می آید نمی آید به گل گشتِ گل و گلزار می آید نمی آید شبانگاه بود و رفتم من…
امشب اگر خمار ببینم ترا کمی
امشب اگر خمار ببینم ترا کمی مستی دو چشمِ یار ببینم ترا کمی بگشا نقابِ ذلت وخواری ز روی خویش بدون ننگ و عار ببینم…
امشب از مهر و محبت بوسه بارانت کنم
امشب از مهر و محبت بوسه بارانت کنم مست خود را از لب و چاه یی زنخدانت کنم از نگین آفتابِ چرخ سازم خاتم ات…
الله ای مست شیرین کام من ای دشمن جانم
الله ای مست شیرین کام من ای دشمن جانم کجایی از غمت من در کرایی گشته بریانم دماغ آشفته و دل غرق خون است خوب…
اگر نظر به منی بینوا کنی چه شود؟
اگر نظر به منی بینوا کنی چه شود؟ ز خاطرات کمی یاد ها کنی چه شود؟ دلت نمی شود از من بلب بر ِ نامم…
اگر تو باز نگردی
اگر تو باز نگردی ز غصه خواهم مُرد به پشت پنجره ها به نیمه ی شب ها بیاد خاطره ها بیاد خاطر شیرین آخرین نگه…
اشک من از رحمِ بسیار است و بس
اشک من از رحمِ بسیار است و بس از بری آن شوخِ عیار است و بس عقل کار خود کند، دل کار خود در جهان…





