تلخ آمدم از زندگی ایکاش بمیرم
تلخ آمدم از زندگی ایکاش بمیرم از بار غم عشق تو افتاده به زیرم انساج وجودم بمن است چون غل و زنجیر یعنی که به…
جمعه ۰۹ حوت ۱۳۹۲ هجری خورشیدی
جمعه ۰۹ حوت ۱۳۹۲ هجری خورشیدی که برابر میشود به ۲۸ فبروی ۲۰۱۴ میلادی سرودم احمد محمود امپراطور
ترا تنهای تنها دوست دارم
ترا تنهای تنها دوست دارم ترا امروز و فردا دوست دارم ترا از هر چه بهتر می پسندم ترا چون پیر و مولا دوست دارم…
تاکی به نامه نامی ترا مختصر گرفت
تاکی به نامه نامی ترا مختصر گرفت در پرده های دل سخن عشق در گرفت از چشم من سرشکِ فراقی تو جوش زد سر چشمه…
تاکه اندیشه و فکرم به جنون بر گردد
تاکه اندیشه و فکرم به جنون بر گردد آسمان در شب تاریک منور گردد بال پرواز خیالم شکند مرز فلک ریگ صحرا ز پی توسن…
تا ز پیش نظرم شوخی پری رو رفته
تا ز پیش نظرم شوخی پری رو رفته ز گلستان نگه غنچه و ،هم بو رفته سر ِ من رفته ببالین غم و، غصه و…
تا ز چشمِ تو و از چشمِ جهان غلطیدم
تا ز چشمِ تو و از چشمِ جهان غلطیدم از همه زندگی و تاب و توان غلطیدم زخمِ ناسورِ فراقِ تو ز من شادی گرفت…
تا طلعت و جمال تو جوهر کشیده است
تا طلعت و جمال تو جوهر کشیده است عشاق را شبان به لبِ در کشیده است چشمت زبس خمار فتاده است سوی من گویی شراب…
پیام ما
پیام ما از ما به آن پری برسانید پیام ما گویید پخته کی شود این بختِ خام ما زخم که خورده ایم ز عشق تو…
بی من بهر کجا که روی خار می شوی
بی من بهر کجا که روی خار می شوی از هست و بودی زندگی بیزار می شوی دیگر تو سرو ِ سبز و، گلستان هوس…





