دمید فصل بهاران و شد شگوفایی
دمید فصل بهاران و شد شگوفایی به شاخسار رسیده است عطر و زیبایی به باغ و راغ گرفت جای بلبل خوشخوان قدح زند به شقایق…
دلهای پاک و جبهه بخاک اوفتاده کو
دلهای پاک و جبهه بخاک اوفتاده کو تعظیم بر حقوق و قوانین نهاده کو جز کاهلی و جاهلی و قتل و انتقام بهر شریر و…
دلم شد تا به عشقت آشنا آهسته آهسته
دلم شد تا به عشقت آشنا آهسته آهسته ز پا افتاده ام من بی عصا آهسته آهسته شراب شعر من تا در دماغت شد قدح…
دلم به یار دل آزار کی شود پینه
دلم به یار دل آزار کی شود پینه گل شکسته به گلزار کی شود پینه به پای عاشق در مانده در میانه ای راه ز…
دلبرم را عشقِ طوفانی کم است
دلبرم را عشقِ طوفانی کم است نخره ها و کاکل افشانی کم است دوستی ها در جهان بازاری شد یاری و پاسی نمکدانی کم است…
دل ز دستم ربوده ای جانم
دل ز دستم ربوده ای جانم سوختم سوختم بیا امشب سخت نالان و دل گریزانم سوختم سوختم بیا امشب سینه پر شد ز راز پنهانم…
دل را به اشکِ دیده ای خود مومیا کنم
دل را به اشکِ دیده ای خود مومیا کنم ترکِ حضورِ مجلسی نا آشنا کنم از بس برهنه گشته سخن در حریم لفظ باید ز…
دل از غم و از غصه جدا می شده باشد
دل از غم و از غصه جدا می شده باشد این طالع ِ خوابیده رسا می شده باشد بسمل شده گان در ِ صد بیم…
دل در هوای سرو روان کوچ میکند
دل در هوای سرو روان کوچ میکند از آسمان ستاره ای جان کوچ میکند آیینه ها گرفت عرق شرم و انفعال جوهر ز کوی شیشه…
درین دار جهان نام ِ نیکو بهِ
درین دار جهان نام ِ نیکو بهِ ز آبِ زنده گانی آبرو بهِ ز سیمرغِ که از عالم فرار است کنار ِبیشه سبز عشقِ قوُ…





