شدم خبر که به آتش زدی فوتوی مرا
شدم خبر که به آتش زدی فوتوی مرا به این عمل زدی در خاک آبروی مرا تو کار کردی که دشمن نمیکند هرگز چگونه گردی…
شده چند روز ز تو نامه و پیغامم نیست
شده چند روز ز تو نامه و پیغامم نیست روز شب رفته پیهم سحر و شامم نیست چشم پر اشک و هوای دلِ من غم…
شرمنده به پیش اهل ایمان باشی
شرمنده به پیش اهل ایمان باشی افتاده به رنج و قید زندان باشی تا آب بنوشی سینه ات پاره شود در آتش غم کباب و…
شب زلف یار بود و دو دستم چو شانه ها
شب زلف یار بود و دو دستم چو شانه ها راز و، نیاز و، حرفِ دلی عاشقانه ها عطر خوش و هوای بهارش به من…
سوختن شد حاصلم بی اختیار
سوختن شد حاصلم بی اختیار آتشِ این محفلم بی اختیار کاروان را دل بُوَد بانگِ جرس در میانِ محملم بی اختیار ای شهنشاهی هنر ای…
سه شنبه اول حوت هزار و سه صد نود و یک
سه شنبه اول حوت هزار و سه صد نود و یک که برابر میشود به 19 فبروری 2013 میلادی سرودم احمد محمود امپراطور
سوختم، سوختم ای شوخ بلا یادم کن
سوختم، سوختم ای شوخ بلا یادم کن به سری بامِ سما آمده فریادم کن کشورِ هستی و دارایی من دادی به باد سحِر کن سحِر…
سرو سهیء من عَلَمِ افتخار باش
سرو سهیء من عَلَمِ افتخار باش در مجمعی نیکو نسبان با وقار باش اغفالِ آدمان شریر هیچگاه مشو دور از همه دغدغه و گیر و…
ز خود رفتم و باز عاشق شدم
ز خود رفتم و باز عاشق شدم سر آغازِ شرح حقایق شدم گرفتم ز سر رشته ای خاطرات به فکر غزل های سابق شدم دماغم…
ز حلقه ای چشم مست تو تیر خطا نمیشود
ز حلقه ای چشم مست تو تیر خطا نمیشود غیر تو هیچ کس بمن عقده گشا نمیشود در طلب تو میطپد سینه ای دردمند من…





