مه

بیابان را، سراسر، مه گرفته‌ست. چراغِ قریه پنهان است موجی گرم در خونِ بیابان است بیابان، خسته لب بسته نفس بشکسته در هذیانِ گرمِ مه،…

Continue Reading...

من و تو، درخت و بارون

من باهارم تو زمین من زمینم تو درخت من درختم تو باهار ــ نازِ انگشتای بارونِ تو باغم می‌کنه میونِ جنگلا تاقم می‌کنه. تو بزرگی…

Continue Reading...

ميان ِ کتاب‌ها گشتم

میانِ کتاب‌ها گشتم میانِ روزنامه‌های پوسیده‌ی پُرغبار، در خاطراتِ خویش در حافظه‌یی که دیگر مدد نمی‌کند خود را جُستم و فردا را. عجبا! جُستجوگرم من…

Continue Reading...

میعاد

در فراسویِ مرزهای تنت تو را دوست می‌دارم. آینه‌ها و شب‌پره‌های مشتاق را به من بده روشنی و شراب را آسمانِ بلند و کمانِ گشاده‌ی…

Continue Reading...

نگاه کن

۱ سالِ بد سالِ باد سالِ اشک سالِ شک. سالِ روزهای دراز و استقامت‌های کم سالی که غرور گدایی کرد. سالِ پست سالِ درد سالِ…

Continue Reading...

ميلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد

در شهادتِ احمد زِیبَرُم در پس‌کوچه‌های نازی‌آباد ۱ نگاه کن چه فروتنانه بر خاک می‌گستَرَد آن که نهالِ نازکِ دستانش از عشق خداست و پیشِ…

Continue Reading...

نبوغ

برای میهنِ بی‌آب و خاک خلقِ پروس به خون کشیده شدند ز خشم ناپلئون، و ماند بر سرِ هر راه‌کوره‌ی غمناک گوری چند بر خاک…

Continue Reading...

نمي‌توانم زيبا نباشم

نمی‌توانم زیبا نباشم عشوه‌یی نباشم در تجلیِ جاودانه. چنان زیبایم من که گذرگاهم را بهاری نابه‌خویش آذین می‌کند: در جهانِ پیرامنم هرگز خون عُریانی‌ جان…

Continue Reading...

نشانه

شغالی گَر ماهِ بلند را دشنام گفت ــ پیرانِشان مگر نجات از بیماری را تجویزی اینچنین فرموده بودند. فرزانه در خیالِ خودی را لیک که…

Continue Reading...

نمی‌خواستم

نمی‌خواستم نامِ چنگیز را بدانم نمی‌خواستم نامِ نادر را بدانم نامِ شاهان را محمدِ خواجه و تیمورِ لنگ، نامِ خِفَت‌دهندگان را نمی‌خواستم و خِفَت‌چشندگان را….

Continue Reading...