سرودِ ابراهیم در آتش

در اعدامِ مهدی رضایی در میدانِ تیرِ چیتگر در آوارِ خونینِ گرگ‌ومیش دیگرگونه مردی آنک، که خاک را سبز می‌خواست و عشق را شایسته‌ی زیباترینِ…

Continue Reading...

سرودِ پنجم

۱ سرودِ پنجم سرودِ آشنایی‌های ژرف‌تر است. سرودِ اندُه‌گزاری‌های من است و اندوه‌گساریِ او. نیز این سرودِ سپاسی دیگر است سرودِ ستایشی دیگر: ستایشِ دستی…

Continue Reading...

سرودِ مردی که تنها به راه می‌رود

۱ در برابرِ هر حماسه من ایستاده بودم. و مردی که اکنون با دیوارهای اتاقش آوارِ آخرین را انتظار می‌کشد از پنجره‌ی کوتاهِ کلبه به…

Continue Reading...

سفر

در قرمزِ غروب، رسیدند از کوره‌راهِ شرق، دو دختر، کنارِ من. تابیده بود و تفته مسِ گونه‌هایشان و رقصِ زُهره که در گودِ بی‌تهِ شبِ…

Continue Reading...

سلاخی می‌گريست

سلاخی می‌گريست به قناری کوچکی دل باخته بود. ۱۳۶۳ © www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو احمد شاملو

Continue Reading...

سمفونی تاريک

غنچه‌های یاسِ من امشب شکفته است. و ظلمتی که باغِ مرا بلعیده، از بویِ یاس‌ها معطر و خواب‌آور و خیال‌انگیز شده است. با عطرِ یاس‌ها…

Continue Reading...

سینِ هفتم

سینِ هفتم سیبِ سُرخی‌ست، حسرتا که مرا نصیب ازاین سُفره‌ی سُنّت سروری نیست. شرابی مردافکن در جامِ هواست، شگفتا که مرا بدین مستی شوری نیست….

Continue Reading...

سِمیرُمی

برای هوشنگ کشاورز با سُم‌ضربه‌ی رقصانِ اسبش می‌گذرد از کوچه‌ی سرپوشیده سواری، بر تَسمه‌بندِ قَرابینش برقِ هر سکّه ستاره‌یی بالای خرمنی در شبِ بی‌نسیم در…

Continue Reading...

شانه‌ات مُجابم می‌کند

شانه‌ات مُجابم می‌کند در بستری که عشق تشنگی‌ست زلالِ شانه‌هایت همچنانم عطش می‌دهد در بستری که عشق مُجابش کرده است. اردیبهشتِ ۱۳۵۴ © www.shamlou.org سایت…

Continue Reading...

شبِ ایرانشهر

شبِ ایرانشهر جهان را بنگر سراسر که به رختِ رخوتِ خوابِ خرابِ خود از خویش بیگانه است. و ما را بنگر بیدار که هُشیوارانِ غمِ…

Continue Reading...