ترانه تاریک

بر زمینه‌ی سُربی‌ صبح سوار خاموش ایستاده است و یالِ بلندِ اسبش در باد پریشان می‌شود. □ خدایا خدایا سواران نباید ایستاده باشند هنگامی که…

Continue Reading...

ترانه‌ی اشک و آفتاب

ــ دریا دریا چه‌ت اوفتاد که گریستی؟ ــ تاریک‌تَرَک یافتم از آفتاب خود را. ــ پی‌سوزِ اندیشه را چه‌ت اوفتاد که برافراشتی؟ ــ تابان‌تَرَک یافتم…

Continue Reading...

ترانه‌ی بزرگ‌ترين آرزو

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند کوچک همچون گلوگاهِ پرنده‌یی، هیچ‌کجا دیواری فروریخته بر جای نمی‌ماند. سالیانِ بسیار نمی‌بایست دریافتن را که هر ویرانه نشانی از…

Continue Reading...

ترانه‌ی کوچک

ــ تو کجایی؟ در گستره‌ی بی‌مرزِ این جهان تو کجایی؟ ــ من در دورترین جای جهان ایستاده‌ام: کنارِ تو. □ ــ تو کجایی؟ در گستره‌ی…

Continue Reading...

ترجمانِ فاجعه

گفتارِ فیلمی در بابِ نقاشی‌های سال‌های دهه‌ی ۶۰ علی‌رضا اسپهبد صحنه چه می‌تواند گفت به هنگامی که از بازیگر و بازی تهی است؟ این‌جا مطلقِ…

Continue Reading...

تردید

او را به رؤیای بخارآلود و گنگِ شام‌گاهی دور، گویا دیده بودم من… لالاییِ گرمِ خطوطِ پیکرش در نعره‌های دوردست و سردِ مه گم بود….

Continue Reading...

ترانه‌ی همسفران

سرِ دوراهی یه قلعه بود یه خشت از مهتاب و یه خشت از سنگ سرِ دوراهی یه قلعه بود یه خشت از شادی و یه…

Continue Reading...

تعویذ

به چرک می‌نشیند خنده به نوارِ زخم‌بندی‌اش ار ببندی. رهایش کن رهایش کن اگر چند قیلوله‌ی دیو آشفته می‌شود. □ چمن است این چمن است…

Continue Reading...

تلخ

تلخ چون قرابه‌ی زهری خورشید از خراشِ خونینِ گلو می‌گذرد. سپیدار دلقکِ دیلاقی‌ست بی‌مایه با شلوارِ ابلق و شولای سبزش، که سپیدیِ خسته‌ْخانه را مضمونی…

Continue Reading...

تکرار

جنگلِ آینه‌ها به هم در شکست و رسولانی خسته بر این پهنه‌ی نومید فرود آمدند که کتابِ رسالتِشان جز سیاهه‌ی آن نام‌ها نبود که شهادت…

Continue Reading...