چون بی تو زنم بیاد مهر تو نفس
چون بی تو زنم بیاد مهر تو نفس گویم پس ازین دروغ بی معنی بس بی مایه چو خاشاکم و بی قدر چو خس گر…
چون پیش دل این هجر بناکامه نهم
چون پیش دل این هجر بناکامه نهم پروین ز سر شک دیده بر جامه نهم در نامۀ تو چو دست بر خامه نهم خواهم که…
چون قفل نشاط را شود باغ کلید
چون قفل نشاط را شود باغ کلید از ساعد گل روی بجو جام نبید گردون ز بساط ابر در دامن خوید در شاخ زمرد افگند…
چیزی که دویست و بیست صد افزونست
چیزی که دویست و بیست صد افزونست یک نیمۀ او هجده بود این چونست ؟ این آن داند که از خرد قارونست نی دانش نا…
چون لعل کند سنان سر از خون جگر
چون لعل کند سنان سر از خون جگر وز تیغ کبود تو بجنبد گوهر گر ز آب روان بود عدو را پیکر در آتش زخم…
در چشم من از آتش عشق تو نمیست
در چشم من از آتش عشق تو نمیست در جان من از شادی خصم تو غمیست با خصم منت همیشه دمسازی چیست ؟ یا رب…
در دیدۀ دل جلوه گرت می بینم
در دیدۀ دل جلوه گرت می بینم هر لحظه بشکل دگرت می بینم هر بار که در دیدۀ دل می گذری از بار دگر خوبترت…
در شهر هری عاشق زار تو منم
در شهر هری عاشق زار تو منم با عشق تو یار پایدار تو منم خو کرده بجور بی شمار تو منم بیچاره و در مانده…
در عشق بتی دلم گرفتار شدست
در عشق بتی دلم گرفتار شدست وز فرقت او رخم چو دینار شدست این قصه مرا ز دوست دشوار شدست دل در کف یارو از…
در عشق تو چشمم از جهان دوخته باد
در عشق تو چشمم از جهان دوخته باد وز مهر تو جان چو مهر افروخته باد در آتش سودای تو دل همچو سپند در پیش…





