سرگشته چو گو شدم بمیدان غمت

سرگشته چو گو شدم بمیدان غمت صد زخم بجان خوردم ز چوگان غمت بی راهبری راه بپایان نبرد جویای وصال در بیابان غمت اسیری لاهیجی

Continue Reading...

شهباز فضای لامکانی مائیم

شهباز فضای لامکانی مائیم سیمرغ هوای بی نشانی مائیم گر ره بخزانه حقیقت طلبی مفتاح در گنج معانی مائیم اسیری لاهیجی

Continue Reading...

عالم ز جمال تو منور بینم

عالم ز جمال تو منور بینم برصورت آدمت مصور بینم هرکس که بدولت لقای تو رسید شادی جهان ورا میسر بینم اسیری لاهیجی

Continue Reading...

عمری بامید وصل دلبر بودم

عمری بامید وصل دلبر بودم در آتش هجر او چو اخگر بودم تاره بحریم حرمتش یافت دلم دایم ز طلب چو حلقه بردر بودم اسیری…

Continue Reading...

عشق تو مرا ز عالم آزادی داد

عشق تو مرا ز عالم آزادی داد تاباد، غم عشق تو برجانم باد دایم دل و جان بیاد تو مشغولند هرگز بود آیا که کنی…

Continue Reading...

گفتی چو غمت رسد ترا غمخوارم

گفتی چو غمت رسد ترا غمخوارم شادت کنم و بغم دگر نگذارم اکنون که ز پا فتادم از درد فراق بردست وصال جان ما بردارم…

Continue Reading...

لعل لب تو از می ناب اولیتر

لعل لب تو از می ناب اولیتر دندان تو از در خوشاب اولیتر در خورد دلم بجز لب لعل تو نیست زان رو که شراب…

Continue Reading...

ما بنده عشق و از خرد آزادیم

ما بنده عشق و از خرد آزادیم با درد و غم عشق تو بس دلشادیم چون حاصل عمر ما بجز عشق تو نیست گوئی مگر…

Continue Reading...

ما جمله جهان مصحف ذاتت دانیم

ما جمله جهان مصحف ذاتت دانیم از هر ورقی آیت و صفت خوانیم با آنکه مدرسیم در مکتب عشق در معرفت کنه تو ما نادانیم…

Continue Reading...

ما چون ز ازل مست و خراب آمده ایم

ما چون ز ازل مست و خراب آمده ایم با ساغر و جام و باشراب آمده ایم تقوی مطلب زما چواز حکم ازل با شاهد…

Continue Reading...