در عشق تو بی مذهبم و بی دینم
در عشق تو بی مذهبم و بی دینم نور رخ تو ز کفر و دین می بینم چون دل بصفای معرفت روشن شد در مرتبه…
درد تو دوای این دل رنجورست
درد تو دوای این دل رنجورست وصل تو شفای جان هر مهجورست هر کو ز جهان جمال روی توندید نزدیک محققان ز عرفان دورست اسیری…
دریای دلم نه قعر دارد نه کران
دریای دلم نه قعر دارد نه کران چون ذره به پیش او همه کون و مکان دل مظهر علم حق بود ای نادان پیدا و…
ذاتست و صفات بیحد و اندازه
ذاتست و صفات بیحد و اندازه از وصف تو عالمی پر از آوازه هر ذره ز تو بوصف خاصی مخصوص برحسن تو خاص گلرخان تازه…
روی تو ز مرآت جهان می بینم
روی تو ز مرآت جهان می بینم حسنت ز همه جهان عیان می بینم از غیرت اگر پرده برو افکندی در پرده کون ترا نهان…
رندیم و حریف شاهد و پیمانه
رندیم و حریف شاهد و پیمانه مخمور دو چشم جادوی مستانه از روز ازل نصیب ما عشق تو بود زان روی شدم بعاشقی افسانه اسیری…
روی تو نهان بپرده عالم شد
روی تو نهان بپرده عالم شد مجموعه حسنت از جهان آدم شد اسمت بمراتب ظهورات صفات گه عالم و گه آدم و گه خاتم شد…
زان دم که شدیم آشنای غم تو
زان دم که شدیم آشنای غم تو بیگانه ز خویشم از جفای غم تو با عشق تو عهد ماچو محکم بودست کردیم جهان و جان…
سرمایه عمر من بسودای تو رفت
سرمایه عمر من بسودای تو رفت نقد دو جهان مرا بیغمای تو رفت جان و دلم از جهان بصد حسرت و آه با درد فراق…
ظاهر ز مظاهر جهات ذات منست
ظاهر ز مظاهر جهات ذات منست گر علوی و سفلی است و گر جان و تنست گر عالم و آدم است و گر ملک و…





