از پرتو روی تو جهان روشن شد

از پرتو روی تو جهان روشن شد جانم ز نسیم زلف تو گلشن شد چون شاهد حسن در عدم منزل کرد میخانه هر دو عالمش…

Continue Reading...

از ما نبود نشان و نامی پیدا

از ما نبود نشان و نامی پیدا زان رو که شدم غریق دریای فنا از هستی خود چو محو گشتم دیدم از دست حبیب خلعت…

Continue Reading...

از نور تجلی تو عالم پیداست

از نور تجلی تو عالم پیداست ذرات جهان ز مهر رویت شیداست چشمی که بنور معرفت روشن شد بیند که جمال تو بعالم پیداست اسیری…

Continue Reading...

آن دم که ظهور یار و اغیار نبود

آن دم که ظهور یار و اغیار نبود ز اسما و صفات و فعل آثار نبود در خلوت غیب خو بخود داشت حضور در دار…

Continue Reading...

آن نقد نبی که در ولایت شاهست

آن نقد نبی که در ولایت شاهست برچرخ هدایت آفتاب و ماه است در خلق حسن حسین ثانی بجهان میدان بیقین کامیر روح الله است…

Continue Reading...

ای حسن تو از روی بتان کرده ظهور

ای حسن تو از روی بتان کرده ظهور روی تو بپرده جهان شد مستور زهاد ز درد هجر تو رنجورند عشاق ز باده وصالت مخمور…

Continue Reading...

آنجا که منم نه ذات باشد نه صفات

آنجا که منم نه ذات باشد نه صفات نه انجم و افلاک و عناصر نه جهات نه کشف و تجلی و نه حال و نه…

Continue Reading...

ای دل به غم فراق دایم خونی

ای دل به غم فراق دایم خونی وی جان بامید وصل جانان چونی شوقت همه روزه بیشتر میگردد زان رو که بعشق هر زمان افزونی…

Continue Reading...

ای در دل هر ذره ز تو سودائی

ای در دل هر ذره ز تو سودائی از مهر جمال تو جهان شیدائی مست از می وصل تو چنانم که دگر از هستی خویش…

Continue Reading...

ای دل بغم فراق می باش صبور

ای دل بغم فراق می باش صبور کاندر عقب فراق وصل است و سرور باآن قدو روی چون گل و سروسهی داریم فراغتی ز طوبی…

Continue Reading...