هرکسی کز لذت درد تو باشد با خبر
هرکسی کز لذت درد تو باشد با خبر درد عشقت رابجان خواهد همیشه بیشتر در وفای عشق تو هرکس که جان و دل نباخت کی…
هرکه از درد و غم عشق تو دل افگارنیست
هرکه از درد و غم عشق تو دل افگارنیست جان او را در مقام وصل جانان بار نیست دل که از هر ذره خورشید جمال…
هرکه از سر عشق آگاهست
هرکه از سر عشق آگاهست محرم عاشقان درگاهست با جمال تو میل حور و بهشت نکند هر که مرد آگاهست هرکه در بحر ذات فانی…
هرکه او پیوسته با یاد خداست
هرکه او پیوسته با یاد خداست لطف حق در شان وی بی منتهاست پرشد از نور الهی کاینات جان مستان غرقه بحر صفاست حق تجلی…
هرکه عاشق شد بباید گفت جان را الوداع
هرکه عاشق شد بباید گفت جان را الوداع زانکه در بازار عشقش نیست رایج این متاع عشق گوید پا منه اندر طریق عاشقی با غم…
هرکه عاشق نیست مرد کار نیست
هرکه عاشق نیست مرد کار نیست بوالهوس را بر دراو بار نیست زآتش عشق است داغی بر دلم نیست عاشق هرکه دل افکار نیست هرکه…
هرگز نبود حسن ترا مبداء و غایت
هرگز نبود حسن ترا مبداء و غایت نه عشق مرا هست نهایت نه بدایت بی هادی عشقت بخدا سالک عاشق هرگز نتواند که رود راه…
همچو خاک ره بعشقش خوار می باید شدن
همچو خاک ره بعشقش خوار می باید شدن بلبل آسا در پی گل، زار می باید شدن گر همی خواهی که بوی فقریابی در طریق…
هنگام آن آمد که من این پرده ها را بردرم
هنگام آن آمد که من این پرده ها را بردرم شهباز و سیمرغی شوم از چرخ گردون بگذرم ویران کنم این آشیان سازم مکان در…
هنوز هست جهان را به نیست مأوابود
هنوز هست جهان را به نیست مأوابود که جانم از می عشق تو مست و شیدا بود ببزم وصل چو ساقی شراب عشقم داد کمینه…





