من ذات بحت مطلقم، هم وصف و هم اسماستم
من ذات بحت مطلقم، هم وصف و هم اسماستم هم نقش موج و قطره ام، هم جوی و هم دریاستم اول منم، آخر منم، باطن…
من ز تاب آتش عشق تو ناپرواستم
من ز تاب آتش عشق تو ناپرواستم در هوای مهر رویت ذره سان شیداستم جان شیرین گر ز دستم میرود فرهادوار همچو کوه بیستون در…
من که در کوی غم عشق تو سرگردانم
من که در کوی غم عشق تو سرگردانم سخن صبر و خرد باد هوا می دانم ناصحا عیب مکن گر چه نظر بازم ورند چون…
من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم صفت حسن تو چون گویم و کی بتوانم حیرت عشق مرا بیخبر از من دارد من بدین حال…
من عاشق و رندم و نظرباز
من عاشق و رندم و نظرباز با شاهد و می حریف و دمساز در بزمگه وصال با دوست بودم همه دم ندیدم وهمراز ساز ره…
من مست عشقم،زاهدا با ما مگو از عقل و دین
من مست عشقم،زاهدا با ما مگو از عقل و دین گه با خود و گه بیخودم، هذاجنون العاشقین هشیار و مستم، چیستم، مجنون عشق کیستم…
من که مست جام عشقم از ازل
من که مست جام عشقم از ازل کی بهشیاری کنم مستی بدل عشق و مستی شیوه رندی بود رند را زین چاره نبود لااقل سوی…
من مستم و میخوارم گو خلق بدانیدم
من مستم و میخوارم گو خلق بدانیدم مخمورم و خمارم گو خلق بدانیدم من رند خراباتم در بتکده بالاتم فارغ زکراماتم گو خلق بدانیدم من…
من نخواهم شادی و عیش و طرب
من نخواهم شادی و عیش و طرب درد و سوز عشق خواهم روز و شب از غم و محنت گریزانند خلق ما بجان جویای دردش…
منم ز شوق جمال تو مست و دیوانه
منم ز شوق جمال تو مست و دیوانه بملک عشق و جنونم عجایب افسانه شنیده ام رخ ساقی توان بمستی دید ز کنج صومعه زین…





