مثنوی عین الحیات است ای پسر

مثنوی عین الحیات است ای پسر آینه ذات و صفاتست ای پسر مثنوی بحریست پر در یقین بی گمان آب حیاتست ای پسر مثنوی مجموعه…

Continue Reading...

محرم بزم وصالت کی شود هر بوالهوس

محرم بزم وصالت کی شود هر بوالهوس درخور این شیوه جان پاکبازانست و بس جز خیال زلف و رویت جان مارا روز و شب مونس…

Continue Reading...

مرآت روی دوست نظرکن جهان ببین

مرآت روی دوست نظرکن جهان ببین درآینه جهان نگر او را عیان ببین خورشید حسن اوز همه ذره رونمود تابان رخش زمشرق کون و مکان…

Continue Reading...

مرا سودای او دیوانه دارد

مرا سودای او دیوانه دارد ز فکر عقل و دین بیگانه دارد فسون چشم جادو بین که مارا میان شهر چون افسانه دارد دلم مؤمن…

Continue Reading...

مرادم وصل یار نازنین است

مرادم وصل یار نازنین است دلم را وایه از جانان همین است سلاسل را چو زلف یار گفتند بود در گردن ما گر چنین است…

Continue Reading...

مست و خرابم ساقیا در بازکن میخانه را

مست و خرابم ساقیا در بازکن میخانه را بهر خمارم از کرم پرکن دگر پیمانه را مستم ز جام عشق تو دیوانه ام از شوق…

Continue Reading...

مستم ز جام عشق و ندارم ز خود خبر

مستم ز جام عشق و ندارم ز خود خبر ساقی رهان مرا زمن از جرعه دگر رندیم و باده نوش و بمیخانه معتکف ز آواز…

Continue Reading...

مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دست

مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دست زان باده که داد بما ساقی الست من مست عشقم از بر ما خیز زاهدا بد نام…

Continue Reading...

مظهر کل ظهورش گرنه نفس ماستی

مظهر کل ظهورش گرنه نفس ماستی صورتم بر زیب کرمنا کجا آراستی گرنه از معشوق بودی عشق ورزی از نخست در میانه نام عاشق ازکجا…

Continue Reading...

مشرق انوار روحانی منم

مشرق انوار روحانی منم مغرب اسرار ربانی منم چون ظهور جمله اسما بماست مظهر اوصاف رحمانی منم هر دو عالم شد بنور ما عیان اصل…

Continue Reading...