ماز عشق یار دردل آتشی افروختیم

ماز عشق یار دردل آتشی افروختیم هرچه نقش غیر در وی بود کلی سوختیم گر نباشد عشق ما حسنش کجا پیدا شود شمع رویش را…

Continue Reading...

ما می پرست یار و جهان می پرست ما

ما می پرست یار و جهان می پرست ما مامست عشق و کون ومکان بوده مست ما جنب وجودم از می توحید حق پرست زاهد…

Continue Reading...

ما عاشق و رند و جان فشانیم

ما عاشق و رند و جان فشانیم بی نام و نشان ز هر نشانیم در کوی قلندری و رندی در دردکشی چه داستانیم ما دیر…

Continue Reading...

ماز تاب حسن او شیدا و حیران گشته ایم

ماز تاب حسن او شیدا و حیران گشته ایم همچو زلف بیقرار او پریشان گشته ایم ز آتش سودای جانان تا دل و جانم بسوخت…

Continue Reading...

مانیستیم و هستی ما هستی خداست

مانیستیم و هستی ما هستی خداست هستی به نیستی نه قرین است نه جداست دلبر چو رو در آینه مختلف نمود این صورت مخالف از…

Continue Reading...

مائیم بعشق تو میان بسته بزنار

مائیم بعشق تو میان بسته بزنار ترسا صفت از غیر تو کلی شده بیزار آزاده ز قید غم دنیا و ز دینم در دام کمند…

Continue Reading...

مائیم نقاب شاهد شنگ

مائیم نقاب شاهد شنگ او شنگ و نقاب همچو وی ینگ عهدیست میان ما و دلبر کز ما نشود جدا به نیرنگ هر کس که…

Continue Reading...

مائیم و کنج خلوت و سودای عشق یار

مائیم و کنج خلوت و سودای عشق یار ناصح تو کار خود کن و ما را باو گذار جانها معطر و دو جهان پر نسیم…

Continue Reading...

مائیم ترا همیشه طالب

مائیم ترا همیشه طالب ای وصل تو منتهی المطالب مرغوب همه بهشت و حورست مائیم بروی دوست راغب در میکده با شراب و شاهد پیوسته…

Continue Reading...

مبداء خلقت بامر کن فکان من بوده ام

مبداء خلقت بامر کن فکان من بوده ام منتهای مقصد از خلق جهان من بوده ام پیش ازآن کاسرار غیب آید بصحرای شهود برزخ غیب…

Continue Reading...