گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروش

گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروش هریک ز جام عشق تو دیدیم باده نوش ذرات کون مست شراب محبتند از شوق روی…

Continue Reading...

گر وصال دوست خواهی در ره او شو فنا

گر وصال دوست خواهی در ره او شو فنا تا حیات جاودان یابی به جانان در بقا تا نگردی بیخبر از خود نیابی زوخبر نیست…

Continue Reading...

گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست

گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست سرگشتگی عالم و آدم ز طلب چیست از شوق تو سرگشته شد افلاک و کواکب واندر طلبت آب بهر…

Continue Reading...

گر نداند درد عشق دوست را عاشق فلاح

گر نداند درد عشق دوست را عاشق فلاح کی امید وصل او گردد مقارن با نجاح رند و مستم بی جمال یار مخمور غمم بی…

Continue Reading...

گر وصال دوست میخواهی دلا

گر وصال دوست میخواهی دلا از مقام کفر و ایمان برتر آ تا تو بیگانه نخواهی شد ز خود با خدای خود نگردی آشنا پاکباز…

Continue Reading...

گردیدن گردون یقین از عشق جانان بوده است

گردیدن گردون یقین از عشق جانان بوده است جانا نگر کز جست و جو یک لحظه کی آسوده است ارواح قدسی زین سبب بیخورد و…

Continue Reading...

گشت تابان مهر ذاتش از صفات

گشت تابان مهر ذاتش از صفات وز صفاتش گشت روشن کاینات گر ندیدی پرتو روی حبیب از چه کردی سجده کافر پیش لات دیده باطن…

Continue Reading...

گنج اسرار یقین در کنج خلوت حاصلست

گنج اسرار یقین در کنج خلوت حاصلست واقف گنج معانی بیگمان صاحب دلست ره بوحدت کی بری، تا در حجاب کثرتی هرکه شد محجوب کثرت…

Continue Reading...

گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم

گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم گه درد نوش خانه خمار کثرتیم در پرتو جمال جهان سوز روی دوست شیدا و والهیم و…

Continue Reading...

ما اختیار خویش به دست تو داده‌ایم

ما اختیار خویش به دست تو داده‌ایم امر ترا مطیع و به جان ایستاده‌ایم تا روی جان‌فروز تو بینیم هر نفس چون خاک ره ذلیل…

Continue Reading...