عالم چو نقش موج ببحر وجود اوست

عالم چو نقش موج ببحر وجود اوست بود همه جهان بحقیقت نمود اوست مقصود آفرینش عالم جز او نبود هستی هر دو کون طفیل وجود…

Continue Reading...

عشق توچاره ساز دل بیقرار ماست

عشق توچاره ساز دل بیقرار ماست درد و غم تو مرهم جان فگارماست فقر و فناست شیوه رندان جان فشان در راه عشق هستی و…

Continue Reading...

عشق ورزی مذهب ودین منست

عشق ورزی مذهب ودین منست می پرستی رسم و آیین منست واقف سر نهان کنت کنز این دل دانای حق بین منست عاشقی کز قید…

Continue Reading...

عشق چو جور و ستم آغاز کرد

عشق چو جور و ستم آغاز کرد بر رخ عاشق در غم باز کرد شد بجهان رسم نیاز آشکار شاهد حسنش چو بخود ناز کرد…

Continue Reading...

غرق بحر وحدتیم، من، من نیم

غرق بحر وحدتیم، من، من نیم گوهر بی قیمتم، من، من نیم من ز جان فانی بجانان یافتم من به اوج رفعتم، من، من نیم…

Continue Reading...

غیر مهر ماه رویی نیست حالی در خورم

غیر مهر ماه رویی نیست حالی در خورم غیر سودای سر زلفش نباشد در سرم در زمین از چشم من هر سو روان شد جوی…

Continue Reading...

فوحدته فی کثرة الکون ظاهر

فوحدته فی کثرة الکون ظاهر وآیاته عن شبهة الشبه طاهر وان ظن ذوجهل بانک غایب فحققت ها انتم مع الکل حاضر ظهورک فی کل المظاهر…

Continue Reading...

فی مقامی این کیف، این این

فی مقامی این کیف، این این این علم، این حال، این عین این فرق، این جمع، این بعد این قرب، این وصل، این بین ذاتنا…

Continue Reading...

فی هواکم صارقلبی هایما

فی هواکم صارقلبی هایما خذلنا عنا و جدلی باللقا بعدنا عن قربکم من نفسنا من فنی عن نفسه نال المنی یا حبیبی کیف اخفی حبکم…

Continue Reading...

قبله حاجات ما کوی خرابات آمدست

قبله حاجات ما کوی خرابات آمدست شاهد و می رند را عین مناجات آمدست چون بمستی میتوان رستن ز هستی لاجرم عاشقان را می پرستی…

Continue Reading...