ساقی بده می که بود مستیش فنا

ساقی بده می که بود مستیش فنا تا وارهاندم ز خمار منی و ما زان باده که چون که بنوشیم جرعه فارغ کند ز غصه…

Continue Reading...

ساقی بیا که موسم عیش آمد و طرب

ساقی بیا که موسم عیش آمد و طرب پرکن قدح که میگذرد فرصت عجب مستم کن آنچنان که ندانم سر از قدم تا وار هم…

Continue Reading...

ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد

ساقی جانها شراب ار زانکه زین دستان دهد منت عالم بهر جامی به مستان می نهد زان شراب بیخودی دریاب جانم را که چون مست…

Continue Reading...

ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شد

ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شد این خود چه باده بود که ذرات مست شد این روچه روی بود که یک جلوه…

Continue Reading...

ساقیا می ده که هشیارم کند

ساقیا می ده که هشیارم کند مستیش زین خواب بیدارم کند زان میی کارد خمارش نیستی فارغ از هستی و پندارم کند در صفای او…

Continue Reading...

ساقی قدحی بکام ما ریز

ساقی قدحی بکام ما ریز فرصت چو غنیمت است برخیز بدمستی عاشقان جان باز صدباره به از صلاح و پرهیز در میکده آی و با…

Continue Reading...

سفری قد اخبر عن حضری

سفری قد اخبر عن حضری قد اخبر عن حضری سفری سهری من شوق لقائکم من شوق لقائکم سهری شرری من نار محبتکم من نار محبتکم…

Continue Reading...

سقانی شرابا من کؤوس المحبة

سقانی شرابا من کؤوس المحبة فاسکرنی حتی صحوت بغیبتی فلما محی رسمی تلا تلا وجهه عیاناکنور الشمس من کل ذرة وجدت ظلال الکون استار نوره…

Continue Reading...

شرح درد عشق دارد طول و عرض

شرح درد عشق دارد طول و عرض فرصت ار یابم کنم با دوست عرض عشق اگر گوید بترک سربگو عاشقان را طاعت عشقست فرض طاقت…

Continue Reading...

شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق

شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق صدپایه از طاق فلک بالاترست ایوان عشق برقطع سر از عاشقان گر حکم راند شاه عشق…

Continue Reading...