زان غمزه ناوکی بمن آید ز هر طرف

زان غمزه ناوکی بمن آید ز هر طرف یارب مباد تیر بلا را دگر هدف آمد ندا ز یار که گر مست و عاشقی درکش…

Continue Reading...

زان روز که روی تو مرا در نظر آمد

زان روز که روی تو مرا در نظر آمد خورشید جهان در نظرم مختصر آمد مشتاق لقا را چه خبر از بد و نیکست چون…

Continue Reading...

زان کمان ابرو رسد هر دم مرا تیری دگر

زان کمان ابرو رسد هر دم مرا تیری دگر از خدنگ غمزه او گشته ام زیر و زبر آن دو ابرو مصحف آیات حسن ایزدیست…

Continue Reading...

زد خیمه شاه عشق بصحرای جان ما

زد خیمه شاه عشق بصحرای جان ما ویران شد از سپاه غمش خان و مان ما از دست جور عشق خرابست ملک جان برآسمان شد…

Continue Reading...

زمهر روی تو هر ذره ماه تابانست

زمهر روی تو هر ذره ماه تابانست ز تاب پرتو حسن تو عقل حیرانست بیابیا که ز درد تو ناتوان گشتم بجز نظر بجمالت بگو…

Continue Reading...

زنگ دویی ز آینه دل زدوده‌ایم

زنگ دویی ز آینه دل زدوده‌ایم تا حسن جان‌فزای تو با تو نموده‌ایم همچو کلیم تا که به طور دل آمدیم انی اناالله از همه…

Continue Reading...

زهی بزم و ساقی و حسن و جمال

زهی بزم و ساقی و حسن و جمال زهی مستی و ذوق و جام وصال زهی مطرب و چنگ و آواز نی زهی شورش و…

Continue Reading...

زهی جمال و ملاحت که یار ما دارد

زهی جمال و ملاحت که یار ما دارد هزار عشوه و ناز و کرشمه ها دارد بنور طلعت خوبش چه دل که حیرانست بدام زلف…

Continue Reading...

زین دام تن گهی که چو شهباز برپرم

زین دام تن گهی که چو شهباز برپرم بالی بهم زنم ز سماوات بگذرم نهصد هزار دوره عظمی ورای عرش طیران کنم که جز برخ…

Continue Reading...

ساقی باقی مرا جامی بده

ساقی باقی مرا جامی بده از لب لعل خودم کامی بده چشم شوخت را ز بهر صید جان از دو زلف عنبرین دامی بده از…

Continue Reading...