روز فراق اگر ز قیامت علامت است

روز فراق اگر ز قیامت علامت است روزی که یار روی نماید قیامت است یکدم لقا ز دولت دنیا مرا به است دیدن جمال دوست…

Continue Reading...

روی تو به نقشهای محکم

روی تو به نقشهای محکم بنمود جمال خود بعالم آخر بکمال حسن خود را آورد عیان به نقش آدم هرلحظه بجلوه نماید حسن رخ تو…

Continue Reading...

روی تو بهر شیوه شیدای دگر دارد

روی تو بهر شیوه شیدای دگر دارد زلف تو بهر تاری سودای دگر دارد آن غمزه بهر تاری خون دگری ریزد لعل تو بهر عشوه…

Continue Reading...

روی تو ظاهرست بعالم نهان کجاست

روی تو ظاهرست بعالم نهان کجاست گر او نهان بود بجهان خود عیان کجاست عالم شدست مظهر حسن و جمال تو ای جان بگو چه…

Continue Reading...

رویت چو آفتابی پیدا بود همیشه

رویت چو آفتابی پیدا بود همیشه جان در شعاع حسنت شیدا بود همیشه در کفر زلف پرچین روی ترا عیان دید آنکس که چشم جانش…

Continue Reading...

روی چو مهت کاینه جان و جهانست

روی چو مهت کاینه جان و جهانست حسنش ز همه ذره چو خورشید عیانست عالم شده از نور رخت ظاهر و پیدا در پرده هر…

Continue Reading...

رویش ببین زلف گرفتار آمده

رویش ببین زلف گرفتار آمده سودای سود کرده ببازار آمده بینا که عارفست بوحدت بود مقر اعمی چو منکرست بانکار آمده چون خانه خالی است…

Continue Reading...

ریزد مدام ساقی جانها شراب ناب

ریزد مدام ساقی جانها شراب ناب در کام جان که مست خرابست در خراب گوید حریف ماشو و پیوسته باده نوش نظاره کن جمال دلفروز…

Continue Reading...

ز تاب آتش شوقت شدم مجنون و شیدایی

ز تاب آتش شوقت شدم مجنون و شیدایی چه باشد گر بمشتاقان جمال خویش بنمایی بیکدم شور و غوغای قیامت در جهان گیرد چنین سرمست…

Continue Reading...

ز جام عشق سرمستم زهی ذوق

ز جام عشق سرمستم زهی ذوق ز مستی از خودی رستم زهی ذوق همین قدر بلندم خود تمام است که در کویت چنین پستم زهی…

Continue Reading...