با روی تو از جنت اعلی نتوان گفت

با روی تو از جنت اعلی نتوان گفت با قد تو از قامت طوبی نتوان گفت با کفر خم زلف تو ترسا صفتان را جز…

Continue Reading...

باز از سودای زلفش بی سرو سامان شدم

باز از سودای زلفش بی سرو سامان شدم در شعاع حسن او شیدائی و حیران شدم تا که خورشید جمال نوربخش او بتافت ظلمت ما…

Continue Reading...

با غم معشوق ما را کارهاست

با غم معشوق ما را کارهاست از جفای عشق بردل بارهاست سربلندیهاست از دلبر مرا گر چه از عشق من او را عارهاست دایم از…

Continue Reading...

با همچو تو یاری نفسی هر که برآرد

با همچو تو یاری نفسی هر که برآرد از لذت فردوس برین یاد نیارد خواهم که کنم تازه برخسار تو ایمان کفر سرزلف تو بایمان…

Continue Reading...

باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفت

باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفت با روی تو از حور و زغلمان نتوان گفت از عاشق دیوانه مجوئید سلامت با بیخبران از سر…

Continue Reading...

ببحر هست مطلق تا شدم غرق

ببحر هست مطلق تا شدم غرق میان ما و دریا نیست خود فرق چو من رند و خراباتی و مستم چه کار آید مرا سالوسی…

Continue Reading...

بختم مدد نداد که بینم وصال دوست

بختم مدد نداد که بینم وصال دوست ای کاشکی ز دور به بینم جمال دوست از جان و از جهان بهوایش برآمدم بیرون نرفت از…

Continue Reading...

ببرد آخر دل و دینم بغارت ترک یغمائی

ببرد آخر دل و دینم بغارت ترک یغمائی بغمزه چشم مست او ربود از من من و مائی گناه ما بگو تا چیست جز عشق…

Continue Reading...

بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم

بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم بحمدالله ز دیدارش بسامان شد همه کارم ازآن روزی که روی تو درآمد در نظر مارا بهشت و حور…

Continue Reading...

بر صورت ذرات جهان گشت پدیدار آن یار نهانی

بر صورت ذرات جهان گشت پدیدار آن یار نهانی در پرده ما و تو نهانست رخ یار در عین عیانی چون شاهد حسن رخ او…

Continue Reading...