مهجور

گر اهل نه‏ای زِ اهلِ‏حق خرده مگیر ای مرده، چو خودْ زنده دلان مرده مگیر برخیز ازاین خواب گران، ای مهجور بیدار دلان، خواب گران…

Continue Reading...

مهمان

هر ذرّه در این مزرعه، مهمان تو هست هر ریش دلی بحق، پریشان تو هست کس را نتوان یافت که جویای تو نیست جوینده هر…

Continue Reading...

مفتون

دیوانه شو، این عقال از پا واکن طاووس، ز جلوه زاغ را رسوا کن حال دلِ عقل را ز دیوانه مپرس مفتون عقال و عقل…

Continue Reading...

مراد دل

ای پیر، مرا به خانقه منزل ده از یاد رخ دوست، مراد دل ده حاصل نشد از مدرسه، جز دوری یار جانا مددی به عمر…

Continue Reading...

معرفت

فاطی، تو و حقِّ معرفت یعنی چه؟ دریافت ذات بی‏صفت یعنی چه؟ ناخوانده الف به یا نخواهی رَه یافت ناکرده سلوک موهبت، یعنی چه؟ امام…

Continue Reading...

مستی

سرمست ز باده تو خواهم گشتن بی‏هوش فتاده تو خواهم گشتن از هوش گریزانم و از مستی، مست تا شاد ز داده تو خواهم گشتن…

Continue Reading...

مدّعی

از صوفی‏ها صفا ندیدم هرگز زین طایفه من، وفا ندیدم هرگز زین مدّعیان که فاش اناالحق گویند با خودبینی، فنا ندیدم هرگز امام خمینی

Continue Reading...

محفل دوست

در محفل دوست، نیست جز دود و دمی در حلقه صوفیان، نه لا، نه نعمی گر شادی و غم می‏طلبی، بیرون شو اینجا نتوان یافت،…

Continue Reading...

مدد نما

ای دوست، مدد نما که سیری بکنم طاعت به کناری زده، خیری بکنم فارغ ز تویی و منی و سرّ و علن یاری طلبم، روی…

Continue Reading...

مجنون

یا رب، نظری ز پاکبازانم ده لطفی کن و ره به‏دلنوازانم ده از مدرسه و خانقهم، باز رهان مجنون کن و خاطرِ پریشانم ده امام…

Continue Reading...