شرح جلوه
دیدهای نیست نبیند رخ زیبای تو را نیست گوشی که همینشنود آوای تو را هیچ دستی نشود جز بر خوان تو دراز کس نجوید به…
شرح پریشانی
درد خواهم، دوا نمیخواهم غصّه خواهم، نوا نمیخواهم عاشقم، عاشقم، مریض توام زین مرض، من شفا نمیخواهم من جفایت به جان خریدارم از تو ترک…
شبِ وصل
یک امشبی که در آغوش ماه تابانم ز هر چه در دو جهان است، روی گردانم بگیر دامن خورشید را دمی، ای صبح که مه…
سلطان عشق
گر سوز عشق در دل ما رخنه گر نبود سلطان عشق را به سوی ما نظر نبود جان در هوای دیدن دلدار دادهام باید چه…
سفر عشق
با دلِ تنگ به سوی تو سفر باید کرد از سر خویش به بتخانه گذر باید کرد پیر ما گفت: ز میخانه شفا باید جست…
سرود عشق
بهار آمد و گلزار، نور باران شد چمن ز عشق رُخ یار، لاله افشان شد سرود عشق ز مرغان بوستان بشنو! جمال یار ز گلبرگِ…
سرّ عشق
ما ز دلبستگی حیله گران، بیخبریم از پریشانی صاحبنظران، بیخبریم عاقلان از سر سودایی ما بیخبرند ما ز بیهودگی هوشوران بیخبریم خبری نیست ز عشاق…
سراپرده عشق
باید از رفتن او جامه به تن، پاره کنم درد دل را به چه انگیزه توان چاره کنم؟ در میخانه گشایید به رویم که دمی…
سرّ جان
با که گویم راز دل را، کس مرا همراز نیست از چه جویم سِرّ جان را، دربه رویم باز نیست ناز کن تا میتوانی، غمزه…
سخن دل
عاشق دوست ز رنگش پیداست بیدلی از دل تنگش پیداست نتوان نرم نمودش به سخن این سخن، از دل سنگش پیداست از در صلح برون…





