سلطان علم عدل به هر عالم زد
سلطان علم عدل به هر عالم زد درکشور روم عالمی بر هم زد هر دم ز قیاس عیسی مریم زد نگذاشت که نیز هیچ کافر…
شاها ادبی کن فلک بد خو را
شاها ادبی کن فلک بد خو را گر چشم رسانید رخ نیکو را گرگوی خطا کرد به چوگانش زن ور اسب خطا کرد به من…
شاها اثر صبوح کاری عجب است
شاها اثر صبوح کاری عجب است نازد به صبوح هرکه شادی طلب است باده به همه وقت طرب را سبب است لیکن به صبوح کیمیای…
شاها چو دلت در صف تدبیر آید
شاها چو دلت در صف تدبیر آید او را مدد از عالم تقدیر آید تیغ تو جهانگرفت آری شک نیست آن راکه تو برکشی جهانگیر…
شاها خردت هست به می خوردن یار
شاها خردت هست به می خوردن یار شاید که شب و روز همین داری کار می خوردن تو فلک چو بیند هر بار خواهد که…
شاها در فتح بر تو بگشاد خدای
شاها در فتح بر تو بگشاد خدای منشور ظفر به تو فرستاد خدای چون عالم بر تو راست بنهاد خدای هرچ آن پدرت خواست تورا…
شاها همه آشوب ز بدخواه تو خاست
شاها همه آشوب ز بدخواه تو خاست دادار جز آن خواست که بدخواه تو خواست پیغمبری ملوک بیوحی تو راست کارت همه معجزات را ماند…
شاها همه تدبیر صواب است تو را
شاها همه تدبیر صواب است تو را وز بخت به فرخی جواب است تو را آتش تیغی و نفع آب است تورا از خاکی و…
شاهی که به رزم کاویان داشت درفش
شاهی که به رزم کاویان داشت درفش گر زنده شود پیش تو بردارد کفش ای کرده دل خصم خلاف تو بنفش بشت است دل خصم…
عشقت صنما به روی زردم دارد
عشقت صنما به روی زردم دارد وز کام و هوای خویش فردم دارد این خود صنما قاعدهٔ بخت من است با هر که وفا کنم…





