دلها همه در زلف تو آویخته باد
دلها همه در زلف تو آویخته باد جانها همه از طبع تو آمیخته باد هر شور که در جهان برانگیزد چرخ آن شور ز جعد…
دولت که تو را داد به من زایل نیست
دولت که تو را داد به من زایل نیست وین دلکه مرا داد به تو غافل نیست از دولت و دل هر چه رود باطل…
دولت که همه جهان بهسنجر دادست
دولت که همه جهان بهسنجر دادست داند به یقین که خوب و درخور دادست سنجر که وزارت به مظفر دادست شک نیست که حق به…
رخشنده چو مهرست ضمیری که تو راست
رخشنده چو مهرست ضمیری که تو راست عالی چو سپهرست سریری که تو راست فرمانده خلق است مشیری که تو راست مخدوم جهان است وزیری…
رفتی و به یک بارگرفتی کم من
رفتی و به یک بارگرفتی کم من کشته شدم و نداشتی ماتم من داغ تو بسوخت این دل پر غم من ای داغ تو گرم…
زاهد نکند توبه به زهد ای ساقی
زاهد نکند توبه به زهد ای ساقی هرچند عیان عمل نمود ای ساقی پرکن قدحی شراب زود ای ساقی کاندر ازل آنچه بود، بود ای…
زین فتح که کرد شاه در کشور چین
زین فتح که کرد شاه در کشور چین هم ملک همی نازد و هم دولت و دین هر مملکتی که هست بر روی زمین بوالفتح…
سرویکه بنفشه برگل آمد بر او
سرویکه بنفشه برگل آمد بر او اقبال رسانید به گردون سر او ماییم به مهر و دوستی در خور او فرماندهٔ عالمیم و فرمانبر او
سقای ملک گرفت چنگ اندر چنگ
سقای ملک گرفت چنگ اندر چنگ ساقی بنهاد بادهٔ مرجان رنگ هنگام صبوح ای ملک با فرهنگ از ساقی باده خواه و از سقا چنگ
سلطان جهان برکیارق باید
سلطان جهان برکیارق باید کز دولت او جهان همی آراید بس برناید تا هنرش بِفْزاید بندد کمر و همه جهان بگشاید





