دجله ملکا زمان زمان بفزاید
دجله ملکا زمان زمان بفزاید تا با تو به جود اخویشا پهلو ساید چون دجله هزار اگر تو را پیش آید در جنب دل تو…
در راه نسا ای ملک پاک سرشت
در راه نسا ای ملک پاک سرشت جز سنگ ندیدم به دل سبزه و کشت دوزخ درهای گذاشتم ناخوش و زشت چون پیش تو آمدم…
در بر ملکا دل توانگر داری
در بر ملکا دل توانگر داری دریای محیط استکه در بر داری تا برکف جام و بر سر افسر داری مه بر کف و آفتاب…
در زلف تو آویخته دلبندی ها
در زلف تو آویخته دلبندی ها پیش خردت خیره خردمندی ها در دل دارم که بندگیهات کنم تا خود چه کنی تو از خداوندی ها
در عشق تو بیروان نَوان بودم دوش
در عشق تو بیروان نَوان بودم دوش آشفته دل و رمیده جان بودم دوش مرغی که به تیغ نیم بسملگردد دور از بر تو راست…
در عشق تو ای صنم مرا رای نماند
در عشق تو ای صنم مرا رای نماند وان طبع لطیف حکمت آرای نماند بر جای همی بود دلم بیغم تو تا جای غم تو…
در عشق تو زیر و بم همآواز منند
در عشق تو زیر و بم همآواز منند اندیشه و باد سرد دمساز من اند خاموشی و صبر خازن راز من اند رنگ رخ و…
در عشق توام امید بهروزی نیست
در عشق توام امید بهروزی نیست وز عهد شب وصال تو روزی نیست از آتش تو دلم چرا میسوزد چون هیچ تو را عادت دلسوزی…
دست مَلِک ملوکِ عالمْ سنجر
دست مَلِک ملوکِ عالمْ سنجر بحری است که در جهان چنان نیست دگر چون باد سخاکند بر آن بحرگذر موجش همه دُر باشد و آبش…
دستور و شهنشه از جهان رایت خوش
دستور و شهنشه از جهان رایت خوش بردند و مصیبتی نیامد زین بیش بس دل که شدی ز مرگ شاهنشه ریش گر کشتن دستور نبودی…





