چون شاه جهان کمان کشیدن گیرد

چون شاه جهان کمان کشیدن گیرد پیروزی از آسمان رسیدن گیرد هر تیر کز آن کمان پریدن گیرد صبحی دگر از ظفر دمیدن‌ گیرد

Continue Reading...

چون شاه سرای پرده بر هامون زد

چون شاه سرای پرده بر هامون زد از دجله و نیل خیمه تا جیحون زد چون بارهٔ تازی از میان بیرون زد کیمخت زمین ز…

Continue Reading...

چون شاه سوی تخت سرافراز آمد

چون شاه سوی تخت سرافراز آمد پیرامن او بخت به‌پرواز آمد آن روز ز تخت شاهی آواز آمد کامروز مسیح از آسمان باز آمد

Continue Reading...

چون نرگس اگر نهیم در خاکستر

چون نرگس اگر نهیم در خاکستر ور داریم اندر آب چون نیلوفر ور بسپریم به پای همچون‌ گل تر از شرم تو چون بنفشه بر…

Continue Reading...

حوران سپاهت ای شه شیر شکر

حوران سپاهت ای شه شیر شکر در آب روان همی نمایند صُوَر آن است مرادشان که باشند مگر در خدمت مجلس تو اِستاده کمر

Continue Reading...

حیرت همه در درنگ و سنگ تو بود

حیرت همه در درنگ و سنگ تو بود نصرت همه در شتاب و جنگ تو بود تا پرّ عقاب بر خدنگ تو بود دشمن چو…

Continue Reading...

خرگه زند وکارکسی نگشاید

خرگه زند وکارکسی نگشاید مطبخ زند و نان به کسی ننماید گر دود به مطبخش درآید شاید کز مطبخ او دود همی برناید

Continue Reading...

خالق همه اقبال خلایق به تو داد

خالق همه اقبال خلایق به تو داد تا دهر بود بقای اقبال تو باد تو باده به‌ دست همچنین با دل شاد بدخواه تو جان…

Continue Reading...

خستی دل من به غمزه ای بدر منیر

خستی دل من به غمزه ای بدر منیر چونانکه ملک سینهٔ من خست به تیر در سینه و دل‌کنون دو پیکان دارم از سینه و…

Continue Reading...

خصمان تو رسم بد نهادند همه

خصمان تو رسم بد نهادند همه بر ملک در فتنه‌ گشادند همه چون عهد تو را به باد دادند همه از چرخ به خاک درفتادند…

Continue Reading...