تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم

تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم کشتهٔ عشق شدم راز نهان بگشادم سرد بردی دلم از عاشقی و جستن عشق لاجرم زود شدم…

Continue Reading...

تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانان

تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانان با مهر تو دارم دل با عشق تو دارم جان گر دل ببری شاید زیرا…

Continue Reading...

جانا جفا نکردم هرگز به جای تو

جانا جفا نکردم هرگز به جای تو کارم به جان رسید زجور و جفای تو هرچند جز جفا نکنی تو به جای من حقا که…

Continue Reading...

جانا کجا شدی‌ که ز بهر تو غم خوریم

جانا کجا شدی‌ که ز بهر تو غم خوریم هر ساعت از غمان تو آشفته دل‌تریم لیلی دیگری تو به خوبی و دلبری ما در…

Continue Reading...

ترکی ‌که همی بر سمن از مشک نشان ‌کرد

ترکی ‌که همی بر سمن از مشک نشان ‌کرد یک باره سمن برگ به شمشاد نهان‌کرد تا ساده زَنَخ بود همه قصد به ‌دل داشت…

Continue Reading...

جز تو مرا یار و غمگسار نشاید

جز تو مرا یار و غمگسار نشاید بی تو مرا جاودان بهشت نباید صبر من از دل همی بکاهد هر روز عشق توام هر زمان…

Continue Reading...

حلقه‌های زلف جانان تا سراندر سرزده است

حلقه‌های زلف جانان تا سراندر سرزده است دل ز من بگریخته است و زیر زلف او شده است گر شب تاریک خواب آرد همی در…

Continue Reading...

خبرت هست که در آرزوی روی توام

خبرت هست که در آرزوی روی توام وز غم و فرقت تو تافته چون موی توام خسته هجر تو و سوخته عشق توام عاشق موی…

Continue Reading...

خطّی است‌ که بر عارض آن ماه تنیدست

خطّی است‌ که بر عارض آن ماه تنیدست یا دست فلک غالیه بر ماه‌ کشیدست یا رهگذر مورچگان است به ‌گلبرک یا بر سمن تازه…

Continue Reading...

دام که بر لاله و عنبر نهند

دام که بر لاله و عنبر نهند از پی صید دل غمخور نهند نام دل اندر خط آن خوش پسر خوش پسرم نام عجبتر نهند…

Continue Reading...