آن شد که به نزدیک من ای در خوشاب

آن شد که به نزدیک من ای در خوشاب دشنام ترا طال بقا بود جواب جانا پس از این نبینی این نیز به خواب بر…

Continue Reading...

آن دل که نشان نیست مرا در بر ازو

آن دل که نشان نیست مرا در بر ازو جز درد و به درد می‌زنم بر سر ازو بازآمد و محنتی درافکنده چو دود هرگز…

Continue Reading...

آن روز که جان نامهٔ عشق تو بخواند

آن روز که جان نامهٔ عشق تو بخواند دل دست زجان بشست و دامن بفشاند وان صبر که خادمت بدان آسودی آن نیز بقای عمر…

Continue Reading...

آن دل که تو دیده‌ای فکارست هنوز

آن دل که تو دیده‌ای فکارست هنوز وز عشق تو با نالهٔ زارست هنوز وان آتش دل بر سر کارست هنوز وان آب دو دیده…

Continue Reading...

از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاد

از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاد از بر ما رفته بود روی به ما چون نهاد بر دل من مهر بود مهر…

Continue Reading...

از غم عشقت نگارا دیده پرخون‌کرده‌ام

از غم عشقت نگارا دیده پرخون‌کرده‌ام تا رخ و عارض زخون دیده گلگون کرده‌ام ای بسا شبها که من از آرزوی روی تو از سرشک…

Continue Reading...

اگر یگانه شوی با تو دل یگانه‌کنم

اگر یگانه شوی با تو دل یگانه‌کنم زعشق و مهر دگر دلبران‌کرانه کنم وگر جفا کنی و بگذری ز راه وفا دو دیده تیر جفای…

Continue Reading...

امروز بت من سر پیکار ندارد

امروز بت من سر پیکار ندارد جز دوستی و عذر و لَطَف‌ کار ندارد بشکفت رخم چون‌ گل بی‌خار ز شادی زیرا که ‌گل صحبت…

Continue Reading...

آن روی به نیکویی خورشید جهانستی

آن روی به نیکویی خورشید جهانستی وان یار به‌ زیبایی چون حور جنانستی خونخواره دو چشم او چون در نگرد شاید گویی‌ که دو جادو…

Continue Reading...

امروز بتم تیغ جفا آخته دارد

امروز بتم تیغ جفا آخته دارد خون دلم از دیده برون تاخته دارد او را دلم آرامگه است و عجب این است کارامگه خویش برانداخته…

Continue Reading...